کلاس درس در مواجهه با فناوری هوشمند؛ بازآفرینی مشارکت، یادگیری جمعی و تجربه اجتماعی دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 83
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_957
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
ورود فناوری های هوشمند به کلاس درس، تنها ابزارهای تازه ای برای انتقال محتوا در اختیار نظام آموزشی قرار نداده، بلکه می تواند الگوی مشارکت دانش آموزان و کیفیت تعامل آنان با یکدیگر را نیز دستخوش تغییر کند. هنگامی که هوش مصنوعی و ربات های آموزشی بخشی از فرایند ارائه اطلاعات، پاسخ گویی، تمرین و دریافت بازخورد را بر عهده می گیرند، ساختار سنتی کلاس از الگوی ارتباط مستقیم میان معلم و دانش آموز فاصله گرفته و به محیطی چندکنشی تبدیل می شود که در آن دانش آموز، هم با معلم، هم با همسالان و هم با فناوری تعامل دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی، پیامدهای تربیتی این تغییر را بر تجربه یادگیری و روابط اجتماعی دانش آموزان بررسی کرده است.بررسی مطالعات و تجربه های آموزشی مرتبط نشان می دهد که فناوری هوشمند، در صورت طراحی مناسب، می تواند فرصت های تازه ای برای مشارکت فعال دانش آموزان ایجاد کند. ربات های آموزشی و سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند فعالیت های متنوع، بازخورد سریع و موقعیت های مسئله محور را در اختیار یادگیرندگان قرار دهند و از این طریق، برخی دانش آموزان را که در الگوی سنتی کلاس کمتر در فرایند یادگیری مشارکت می کنند، به حضور فعال تر ترغیب نمایند. با این حال، اثر تربیتی فناوری صرفا به جذابیت یا تعاملی بودن ابزار وابسته نیست، بلکه به چگونگی طراحی فعالیت و جایگاهی بستگی دارد که برای همکاری انسانی در کلاس در نظر گرفته می شود.یکی از مهم ترین ظرفیت های فناوری هوشمند، فراهم کردن زمینه برای شکل گیری فعالیت های گروهی و حل مسئله مشترک است. در چنین شرایطی، دانش آموزان می توانند به جای دریافت منفعلانه پاسخ، درباره پاسخ های تولیدشده توسط فناوری گفت وگو کنند، آنها را مقایسه و ارزیابی کنند و در نهایت به یک تصمیم مشترک برسند. این فرایند، فناوری را از یک «ابزار پاسخ دهنده» به بخشی از یک موقعیت یادگیری مشارکتی تبدیل می کند و مهارت هایی مانند گفت وگو، گوش دادن، تقسیم مسئولیت، مذاکره و تصمیم گیری جمعی را در متن فعالیت آموزشی قرار می دهد.در مقابل، استفاده نادرست از فناوری می تواند نتیجه ای متفاوت ایجاد کند. اگر ربات یا سامانه هوشمند جایگزین تعامل میان دانش آموزان شود و فعالیت های آموزشی به دریافت پاسخ های سریع و فردی محدود گردد، ممکن است فرصت گفت وگو، تجربه خطا، همکاری و یادگیری اجتماعی کاهش یابد. بنابراین، مسئله اصلی در استفاده از فناوری هوشمند، میزان حضور آن در کلاس نیست؛ بلکه نوع رابطه ای است که میان فناوری، معلم و دانش آموزان طراحی می شود.برآیند پژوهش نشان می دهد که کلاس هوشمند زمانی می تواند به محیطی برای رشد همه جانبه تبدیل شود که فناوری در خدمت طراحی موقعیت های یادگیری مشارکتی قرار گیرد. در این الگو، هوش مصنوعی و ربات آموزشی نه جایگزین معلم و نه جایگزین همکلاسی ها هستند، بلکه به عنوان محرکی برای پرسشگری، تجربه، همکاری و بازخورد مورد استفاده قرار می گیرند. ازاین رو، ارزش واقعی فناوری هوشمند در مدرسه را باید نه صرفا در افزایش سرعت یا جذابیت یادگیری، بلکه در توانایی آن برای بازطراحی کلاس به عنوان یک جامعه کوچک یادگیرنده جست وجو کرد؛ جامعه ای که در آن فناوری، یادگیری فردی و رشد اجتماعی دانش آموزان را در کنار یکدیگر تقویت می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ستاره اسکندران
دبیر رسمی آموزش و پرورش
مهدیه وطن خواه
دبیر رسمی آموزش و پرورش
عفت طاهریان
دبیر رسمی آموزش و پرورش
وفا روحی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
معصومه علیان
دبیر رسمی آموزش و پرورش