ادبیات پس از هوش مصنوعی؛ بازاندیشی در مفهوم خلاقیت، خوانش و ارزش متن در فرهنگ الگوریتمی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 83

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_953

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ورود هوش مصنوعی مولد به قلمرو ادبیات، مرزهای سنتی میان نویسنده، خواننده و متن را با دگرگونی هایی تازه مواجه کرده است. متن ادبی دیگر الزاما حاصل یک مسیر مستقیم از تجربه و اندیشه نویسنده تا صفحه نیست، بلکه می تواند در تعامل میان انسان و سامانه های هوشمند شکل بگیرد، تغییر کند و بارها بازآفرینی شود. این تحول، پرسش هایی بنیادین درباره معنای خلاقیت، ارزش اثر ادبی، جایگاه تجربه انسانی و حتی نقش خواننده در تولید معنا ایجاد کرده است. پژوهش حاضر با رویکردی فرهنگی تحلیلی، به بررسی پیامدهای گسترش هوش مصنوعی مولد برای مناسبات میان انسان و متن ادبی پرداخته است.در این بررسی، ادبیات در مواجهه با فناوری هوشمند نه به عنوان حوزه ای منفعل در برابر ابزارهای جدید، بلکه به عنوان عرصه ای برای بازتعریف رابطه انسان با زبان و معنا مورد توجه قرار گرفته است. سامانه های هوشمند می توانند در تولید ایده، پیشنهاد شیوه های بیان، بازآفرینی ساختارهای روایی، تحلیل متن و تجربه شیوه های متفاوت نوشتن نقش داشته باشند. این قابلیت ها امکان ورود افراد بیشتری به فرایند تجربه و آفرینش ادبی را فراهم می کنند و می توانند برخی مرزهای سنتی میان «خواندن» و «نوشتن» را کاهش دهند. در چنین شرایطی، مخاطب نیز می تواند از دریافت کننده صرف متن به مشارکت کننده ای فعال در شکل گیری و بازتفسیر آن تبدیل شود.با این حال، گسترش تولید ماشینی متن، مسئله ارزش ادبی را پیچیده تر می کند. شباهت پذیری میان آثار، بازتولید الگوهای زبانی رایج و امکان تولید سریع متن ممکن است تمایز میان «متن تولیدشده» و «اثر ادبی» را بیش از گذشته به مسئله ای وابسته به معیارهای انسانی تبدیل کند. در این وضعیت، ارزش یک متن را نمی توان صرفا بر اساس روانی زبان، انسجام ساختاری یا جذابیت ظاهری آن سنجید؛ بلکه زمینه شکل گیری اثر، تجربه زیسته، نگاه نویسنده، لایه های معنایی و کیفیت مواجهه مخاطب نیز اهمیت پیدا می کند. از این منظر، هوش مصنوعی بیش از آنکه مفهوم ادبیات را از میان ببرد، ضرورت بازتعریف معیارهای ارزش گذاری و خوانش ادبی را برجسته می کند.تحلیل انجام شده نشان می دهد که مهم ترین تغییر حاصل از ورود هوش مصنوعی به ادبیات، انتقال بخشی از فرایند تولید متن از «آفرینش مستقیم» به «تعامل، انتخاب، اصلاح و تفسیر» است. در این الگو، توانایی انسان برای طرح پرسش، تشخیص ارزش، انتخاب میان امکان های مختلف، ایجاد پیوندهای معنایی و نسبت دادن تجربه شخصی به متن اهمیت بیشتری پیدا می کند. بنابراین، خلاقیت انسانی لزوما با حضور فناوری حذف نمی شود، اما ماهیت آن می تواند تغییر کند و از تولید صرف به سمت انتخاب آگاهانه، ترکیب خلاقانه و معناپردازی انتقادی حرکت کند.برآیند پژوهش بر ضرورت بازنگری در آموزش ادبیات در عصر هوش مصنوعی تاکید دارد. آموزش ادبی آینده نباید تنها بر توانایی تولید متن یا شناخت آرایه ها و ساختارهای ادبی متمرکز باشد، بلکه باید قدرت خوانش عمیق، مقایسه متن انسانی و ماشینی، تشخیص کلیشه های زبانی، تحلیل منشا و کیفیت معنا و دفاع از داوری مستقل را نیز پرورش دهد. در چنین رویکردی، فناوری می تواند به ابزاری برای گسترش تجربه ادبی تبدیل شود، مشروط بر آنکه انسان همچنان صاحب پرسش، داوری و معناپردازی باقی بماند. آینده ادبیات فارسی در مواجهه با هوش مصنوعی، بیش از آنکه به حذف یا پذیرش فناوری وابسته باشد، به توانایی فرهنگ ادبی در حفظ تجربه انسانی و بازتعریف خلاقانه رابطه میان انسان، زبان و ماشین وابسته خواهد بود.

نویسندگان

راحله بندپی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

ناهید کاووسی داویجانی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

ستاره اسکندران

دبیر رسمی آموزش و پرورش

مهدیه وطن خواه

دبیر رسمی آموزش و پرورش

عفت طاهریان

دبیر رسمی آموزش و پرورش