بازی دیجیتال به مثابه محیط یادگیری؛ تبیین فرصت ها و چالش های تربیتی زیست بازی محور دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 103
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_951
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
بازی های دیجیتال به یکی از اجزای قابل توجه زندگی فرهنگی نسل جدید تبدیل شده اند و تجربه دانش آموزان از بازی دیگر به سرگرمی فردی و گذران اوقات فراغت محدود نیست. در بسیاری از محیط های بازی، دانش آموز با موقعیت هایی مواجه می شود که مستلزم انتخاب، حل مسئله، همکاری، رقابت، مواجهه با پیامد تصمیم ها و مدیریت هیجان است. همین ویژگی موجب شده است بازی دیجیتال از منظر تربیتی به عنوان محیطی قابل تامل برای شکل گیری برخی تجربه های اجتماعی و هیجانی مورد توجه قرار گیرد. مسئله اساسی آن است که این تجربه ها تحت چه شرایطی می توانند به رشد مهارت های فردی و اجتماعی کمک کنند و چه عواملی ممکن است آثار تربیتی آن ها را محدود یا معکوس سازد.پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت های تربیتی بازی های دیجیتال و بررسی شرایط موثر بر تبدیل تجربه بازی به فرصتی برای یادگیری اجتماعی و هیجانی، با رویکرد توصیفی تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش، مطالعات مرتبط با فرهنگ بازی، یادگیری مبتنی بر بازی، رشد اجتماعی هیجانی، تعاملات دیجیتال و تربیت رسانه ای مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مختلف تجربه دانش آموزان در محیط های بازی تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که ارزش تربیتی بازی را نمی توان صرفا بر اساس مدت زمان بازی یا میزان محبوبیت آن ارزیابی کرد؛ بلکه ماهیت فعالیت، ساختار تعامل، میزان مشارکت بازیکن، نوع بازخورد و فرصت هایی که بازی برای تصمیم گیری و همکاری ایجاد می کند، عوامل مهم تری در تعیین پیامدهای آن هستند.تحلیل مطالعات نشان می دهد بازی های تعاملی و مشارکتی می توانند موقعیت هایی برای تمرین گفت وگو، هماهنگی با دیگران، تقسیم نقش، حل تعارض و پذیرش پیامد تصمیم ها فراهم کنند. همچنین مواجهه کنترل شده با موفقیت و شکست در محیط بازی می تواند زمینه ای برای تمرین صبر، کنترل هیجان، بازنگری در تصمیم ها و تلاش مجدد ایجاد کند. با این حال، انتقال این تجربه ها به زندگی واقعی خودکار نیست و به زمینه تربیتی و نحوه مواجهه دانش آموز با بازی وابسته است. در صورت فقدان خودتنظیمی، مدیریت زمان و نظارت متناسب، بازی ممکن است به جای گسترش تجربه اجتماعی، موجب کاهش برخی تعاملات حضوری، اختلال در تعادل فعالیت های روزمره و وابستگی بیش از حد به محیط دیجیتال شود.یکی از یافته های مهم پژوهش، ضرورت تغییر نگاه تربیتی به بازی های ویدیویی است. برخورد صرفا آسیب شناسانه، بخشی از ظرفیت های آموزشی این پدیده را نادیده می گیرد و پذیرش بدون محدودیت نیز می تواند پیامدهای نامطلوب آن را تشدید کند. رویکرد مناسب، قرار دادن بازی در چارچوب «زیست متعادل دیجیتال» است؛ چارچوبی که در آن کیفیت محتوا، شیوه تعامل، زمان استفاده، توانایی خودتنظیمی و ارتباط تجربه دیجیتال با زندگی واقعی هم زمان مورد توجه قرار گیرد.بر اساس نتایج پژوهش، مدرسه می تواند از طریق آموزش سواد بازی و رسانه، گفت وگوی انتقادی درباره تجربه های دیجیتال، طراحی فعالیت های گروهی و استفاده هدفمند از عناصر بازی وار، میان دنیای بازی دانش آموزان و اهداف تربیتی مدرسه ارتباط برقرار کند. خانواده نیز به جای تمرکز صرف بر ممنوعیت یا کنترل زمانی، می تواند با شناخت نوع بازی، محتوای آن و شیوه تعامل فرزند با محیط بازی، نقش هدایتگر داشته باشد. در این چارچوب، هدف تربیتی نه تبدیل هر بازی به ابزار آموزشی، بلکه کمک به دانش آموز برای تبدیل شدن به کاربری آگاه، متعادل و مسئول در زیست دیجیتال است.در نهایت، بازی های ویدیویی را می توان بخشی از محیط فرهنگی و یادگیری غیررسمی نسل جدید دانست که آثار آن به چگونگی طراحی بازی، شیوه استفاده و زمینه تربیتی فرد وابسته است. بهره گیری هوشمندانه از این ظرفیت مستلزم آن است که آموزش و پرورش به جای تقابل ساده با فرهنگ بازی، آن را بشناسد، پیامدهای آن را تحلیل کند و زمینه ای فراهم آورد که تجربه دیجیتال دانش آموز در امتداد رشد اجتماعی، هیجانی و تربیتی او قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
بازی های دیجیتال ، یادگیری مبتنی بر بازی ، رشد اجتماعی هیجانی ، زیست دیجیتال ، خودتنظیمی ، سواد بازی ، تربیت رسانه ای
نویسندگان
بی بی زهرا مظلوم رضوی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
رضا نورانیان
دبیر رسمی آموزش و پرورش
ربابه علیزاده
دبیر رسمی آموزش و پرورش
مریم سادات متحملیان
دبیر رسمی آموزش و پرورش
سهیلا نعمت پور
دبیر رسمی آموزش و پرورش