راهکارهای بومی سازی آموزش ترکیبی (Hybrid Learning) و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای جبران کمبود معلم متخصص در مدارس مرزی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 80

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_744

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

کمبود معلم متخصص و نابرابری در توزیع نیروی انسانی آموزشی از مهم ترین چالش های نظام تعلیم و تربیت در مناطق مرزی، روستایی و کم برخوردار ایران است. این مسئله در برخی مناطق به ویژه در درس های تخصصی مانند ریاضی، علوم، زبان های خارجی، فناوری و رشته های فنی، موجب کاهش کیفیت فرصت های یادگیری و افزایش فاصله آموزشی میان دانش آموزان مناطق مرزی و دانش آموزان مناطق برخوردار شده است. از سوی دیگر، توسعه فناوری های ارتباطی، گسترش آموزش ترکیبی و ظهور ابزارهای هوش مصنوعی ظرفیت جدیدی برای کاهش آثار ناشی از کمبود نیروی انسانی متخصص فراهم کرده است. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز بر توسعه عدالت آموزشی، تقویت آموزش و پرورش مناطق مرزی، توانمندسازی معلمان و استفاده هوشمندانه از فناوری های نوین تاکید کرده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین راهکارهای بومی سازی آموزش ترکیبی و بهره گیری مسئولانه از ابزارهای هوش مصنوعی برای جبران کمبود معلم متخصص در مدارس مرزی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسناد، ادبیات پژوهشی و تحلیل یافته های مطالعات مرتبط با آموزش ترکیبی، عدالت آموزشی، سواد دیجیتال، تربیت معلم و هوش مصنوعی در آموزش است. یافته های تحلیل نشان می دهد که استفاده از آموزش ترکیبی زمانی می تواند به کاهش نابرابری آموزشی کمک کند که صرفا به انتقال محتوای آموزشی از محیط حضوری به فضای مجازی محدود نشود، بلکه بر اساس شرایط جغرافیایی، فرهنگی، زبانی، اقتصادی و فناورانه هر منطقه طراحی شود. راهنمای عمل آموزش ترکیبی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی نیز بر تحقق آموزش ترکیبی متناسب با شرایط و ظرفیت های بومی کشور تاکید دارد. بررسی مطالعات نشان می دهد که آموزش ترکیبی می تواند با ترکیب آموزش حضوری معلم محلی، کلاس های برخط با معلمان متخصص، محتوای چندرسانه ای، فعالیت های یادگیری خودراهبر و ارزشیابی دیجیتال، امکان دسترسی دانش آموزان مناطق مرزی به معلمان و منابع تخصصی را افزایش دهد. از سوی دیگر، ابزارهای هوش مصنوعی می توانند در تولید و بومی سازی محتوای آموزشی، ارائه بازخورد فوری، طراحی تمرین های متناسب با سطح یادگیرنده، پاسخ گویی آموزشی، ترجمه و ساده سازی محتوا، تحلیل عملکرد دانش آموزان و کمک به طراحی درس مورد استفاده قرار گیرند. بااین حال، هوش مصنوعی نباید جایگزین معلم تلقی شود، بلکه باید به عنوان ابزار پشتیبان معلم و مکمل آموزش حضوری و برخط به کار گرفته شود.نتایج نشان می دهد مهم ترین الزامات اجرای این الگو عبارت اند از: توسعه زیرساخت ارتباطی، تولید محتوای بومی و کم حجم، ایجاد بانک معلمان متخصص، آموزش سواد دیجیتال و هوش مصنوعی به معلمان، استفاده از سامانه های کم مصرف و قابلیت های آفلاین، طراحی برنامه درسی متناسب با فرهنگ و زبان محلی، ایجاد نظام حمایت فنی، حفاظت از داده های دانش آموزان و تدوین چارچوب اخلاقی برای استفاده از هوش مصنوعی. در نهایت، الگوی پیشنهادی پژوهش بر سه سطح «زیرساخت و حکمرانی»، «معلم و فناوری» و «یادگیرنده و جامعه محلی» استوار است. تحقق این الگو می تواند به جایگزینی هوشمندانه کمبود معلم متخصص، افزایش عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت یادگیری در مدارس مرزی کمک کند؛ مشروط بر اینکه فناوری در خدمت اهداف تربیتی قرار گیرد و نه اینکه خود به عاملی جدید برای تشدید شکاف آموزشی تبدیل شود.

نویسندگان

الهه پویانفر

کارشناس ارشد نانو فیزیک دانشگاه سیستان و بلوچستان