مدیریت اثربخش مدرسه و نقش مدیر و معاون اجرایی در بهبود کیفیت آموزشی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 71

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_720

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مدیریت مدرسه یکی از مهم ترین عوامل موثر بر کیفیت آموزش، یادگیری و تربیت دانش آموزان است. مدرسه به عنوان یک سازمان آموزشی و تربیتی، برای دستیابی به اهداف خود نیازمند مدیریتی هدفمند، مشارکت جو، انعطاف پذیر و مبتنی بر شواهد است. در این میان، مدیر مدرسه به عنوان رهبر آموزشی و معاون اجرایی به عنوان یکی از ارکان مهم سازمان دهی، هماهنگی و پشتیبانی امور مدرسه، نقش تعیین کننده ای در ایجاد محیطی منظم، پویا و یادگیرنده دارند. مدیریت اثربخش مدرسه صرفا به معنای انجام صحیح امور اداری و اجرای بخشنامه ها نیست، بلکه فرایندی چندبعدی است که برنامه ریزی آموزشی، مدیریت منابع انسانی، ارتباط با معلمان و خانواده ها، نظارت بر فرایند یاددهی یادگیری، تحلیل نتایج آموزشی، ایجاد انگیزه در کارکنان و توجه به نیازهای دانش آموزان را دربرمی گیرد. مدیر و معاون اجرایی در تعامل با یکدیگر می توانند زمینه ای فراهم کنند که در آن تصمیم های آموزشی بر اساس اطلاعات واقعی، نیازهای دانش آموزان و شرایط مدرسه اتخاذ شود. یکی از ویژگی های مدیریت اثربخش، تبدیل مدرسه از یک سازمان اداری صرف به یک سازمان یادگیرنده است؛ سازمانی که اعضای آن به صورت مستمر از تجربه های خود می آموزند و برای حل مسائل آموزشی و تربیتی همکاری می کنند. از سوی دیگر، ضعف در برنامه ریزی، تمرکز بیش از اندازه بر امور اداری، کمبود منابع، ارتباط ضعیف میان عوامل مدرسه، فشار کاری و مقاومت در برابر تغییر می تواند کیفیت عملکرد مدرسه را کاهش دهد. بنابراین، توانمندسازی مدیران و معاونان، تفویض اختیار، توسعه کار تیمی، استفاده صحیح از داده های آموزشی، تقویت ارتباطات انسانی و ایجاد فرهنگ مشارکت از مهم ترین راهکارهای ارتقای مدیریت مدرسه محسوب می شود. مقاله حاضر با بررسی مفهوم مدیریت اثربخش مدرسه و تبیین نقش مدیر و معاون اجرایی، مشکلات و چالش های موجود را بررسی کرده و راهکارهایی عملی برای بهبود کیفیت آموزشی ارائه می کند. نتایج نشان می دهد که هرچه مدیریت مدرسه از رویکرد سنتی و صرفا اداری فاصله گرفته و به سمت رهبری آموزشی، مشارکت سازمانی و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد حرکت کند، امکان افزایش کیفیت یادگیری، رضایت کارکنان، مشارکت خانواده ها و رشد همه جانبه دانش آموزان بیشتر خواهد شد.

نویسندگان

علی آصفی

معاون اجرایی

مریم آصفی سمیرمی

مدیرآموزگار