نقش مدیریت شهری در بازآفرینی فضاهای سبز متروکه؛ ارائه الگویی برای احیای پایدار و بازتولید سرمایه اجتماعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HMODIR10_486

تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405

چکیده مقاله:

فضاهای سبز شهری یکی از مهم ترین اجزای ساختار اکولوژیک، اجتماعی و کالبدی شهرها محسوب می شوند و نقشی فراتر از تامین سرانه سبز و ارتقای کیفیت منظر شهری دارند. این فضاها می توانند بستری برای تعاملات اجتماعی، شکل گیری روابط همسایگی، افزایش احساس تعلق به مکان، ارتقای سلامت عمومی و تقویت مشارکت شهروندی باشند. با این حال، بخشی از فضاهای سبز شهری به دلایل مختلفی همچون ضعف مدیریت و نگهداشت، کاهش کیفیت محیطی، طراحی نامتناسب با نیاز کاربران، فقدان امنیت، ضعف دسترسی، نبود فعالیت های اجتماعی و عدم مشارکت جامعه محلی، به فضاهای کم استفاده، رهاشده یا متروکه تبدیل شده اند. مسئله اساسی آن است که چنین فضاهایی را نمی توان صرفا از طریق اقدامات کالبدی و زیباسازی مجدد احیا کرد؛ بلکه بازآفرینی آنها نیازمند رویکردی چندبعدی است که ابعاد کالبدی، اکولوژیک، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی را به صورت هم زمان مورد توجه قرار دهد.پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی برای بازآفرینی پایدار فضاهای سبز متروکه و تبیین نقش مدیریت شهری در بازتولید سرمایه اجتماعی، با رویکرد توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. در این پژوهش، مفاهیم بازآفرینی شهری، فضای سبز متروکه، سرمایه اجتماعی، حکمرانی مشارکتی، عدالت فضایی و سرزندگی اجتماعی در ارتباط با یکدیگر تحلیل شده اند. بررسی مطالعات پیشین نشان می دهد که ویژگی های کالبدی فضای سبز، ادراک شهروندان از ایمنی و کیفیت، الگوی استفاده از فضا و کیفیت نگهداشت، همگی می توانند در شکل گیری انسجام اجتماعی موثر باشند. یک مرور نظام مند بر ۵۱ مطالعه نیز نشان داده است که ویژگی های فیزیکی، ادراک محیطی و الگوهای استفاده از فضاهای سبز، در تعامل با یکدیگر بر انسجام اجتماعی اثر می گذارند.الگوی پیشنهادی پژوهش در پنج مرحله شامل شناخت و ارزیابی، مشارکت و توانمندسازی، احیای کالبدی اکولوژیک، فعال سازی اجتماعی اقتصادی و نهادینه سازی و پایش ارائه می شود. در این الگو، مدیریت شهری از نقش صرفا اجرایی به نقش تسهیلگر و هماهنگ کننده شبکه ای از کنشگران تغییر می کند و شهروندان از مصرف کنندگان منفعل به شرکای فعال در طراحی، بهره برداری و نگهداشت فضای سبز تبدیل می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازآفرینی فضای سبز زمانی می تواند به بازتولید سرمایه اجتماعی منجر شود که همراه با افزایش حضور، تعامل، اعتماد، احساس تعلق، مشارکت و مسئولیت پذیری اجتماعی باشد. همچنین توجه به عدالت فضایی و جلوگیری از اشرافی شدن سبز، از الزامات اساسی پایداری اجتماعی بازآفرینی محسوب می شود.