بررسی تحول اسطوره جمشید از اوستا تا شاهنامه
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 98
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICMHSR24_102
تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405
چکیده مقاله:
اسطوره جمشید یکی از بنیادین ترین کهن الگوهای فرهنگ و اندیشه ایرانی است که در طول تاریخ چند هزارساله خود، دستخوش دگرگونی های ساختاری و مفهومی عمیقی شده است. این پژوهش با هدف بررسی سیر تحول شخصیت، جایگاه و کارکردهای اسطوره ای جمشید از اوستا تا شاهنامه فردوسی انجام شده است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی با تکیه بر اسناد کتابخانه ای است. مسئله اصلی پژوهش، چگونگی این جهانی شدن و زمینی شدن اسطوره جمشید و تبدیل او از یک پادشاه ناجی به یک پادشاه تمدن ساز است. یافته ها نشان می دهد که جمشید در اوستا، شخصیتی نیمه خدایی دارد که وظیفه اصلی او حفظ بقای زیستی جهان در برابر بحران های طبیعی است. در متون پهلوی، اسطوره جمشید دست خوش الهیاتی شدن و عقلانی شدن می گردد؛ به طوری که در متون پهلوی، گناهش نه فقط یک خروج اخلاقی، بلکه یک خطای استراتژیک در حکمرانی تلقی می شود. در نهایت، با ورود به شاهنامه فردوسی، اسطوره زدایی رخ داده و جمشید به نماد اعلای پادشاهی تمدن ساز، معمار طبقات اجتماعی و مظهر ساختارشناسی سیاسی بدل می شود که سقوطش نتیجه غرور و گسست از جامعه است. در نتیجه، الگوی حکمرانی جمشید از مدیریت بقای طبیعت به حکمرانی دینی و سپس به مدیریت تمدنی دگرگون یافته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صادق بیگ علی
دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران
مسعود وفاکیش
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی محض، دانشگاه حکیم سبزواری، خراسان رضوی، ایران