تحلیل ظرفیت مداخلات شناختی رفتاری در محیط های آموزشی برای تقویت اعتمادبه نفس دانش آموزان
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی چشم اندازهای نو در علوم انسانی، مدیریت و علوم تربیتی در عصر دیجیتال
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NPHMES01_196
تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405
چکیده مقاله:
اعتمادبه نفس یکی از مولفه های مهم روان شناختی در دوره دانش آموزی است که می تواند بر کیفیت مشارکت آموزشی، عملکرد تحصیلی، روابط بین فردی، سازگاری اجتماعی و نحوه مواجهه دانش آموزان با موقعیت های چالش برانگیز تاثیرگذار باشد. ضعف در ارزیابی فرد از توانمندی های خویش ممکن است با اجتناب از تکالیف دشوار، کاهش مشارکت کلاسی، افزایش نگرانی از شکست، حساسیت نسبت به ارزیابی دیگران و محدودشدن فرصت های رشد فردی و تحصیلی همراه شود. ازاین رو، مدرسه به عنوان یکی از مهم ترین بسترهای رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی، می تواند نقش موثری در شکل گیری و تقویت ادراک مثبت دانش آموزان از قابلیت های خود ایفا کند. در این میان، رویکرد شناختی رفتاری به دلیل تاکید بر رابطه متقابل افکار، هیجان ها و رفتارها، ظرفیت قابل توجهی برای طراحی مداخلات آموزشی و روان شناختی مدرسه محور دارد. این رویکرد با شناسایی افکار منفی و باورهای ناکارآمد، بازسازی ارزیابی های غیرواقع بینانه، آموزش خودگویی های سازنده، تقویت مهارت حل مسئله، مواجهه تدریجی با موقعیت های دشوار و ایجاد تجربه های موفقیت آمیز می تواند زمینه اصلاح برداشت دانش آموز از توانایی های خود را فراهم سازد. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، ضمن تبیین مبانی نظری اعتمادبه نفس و اصول رویکرد شناختی رفتاری، ظرفیت به کارگیری فنون شناختی و رفتاری در محیط های آموزشی را بررسی می کند. همچنین، نقش مشاوران، معلمان و سایر عوامل مدرسه در سازگارکردن این مداخلات با ویژگی های رشدی و نیازهای دانش آموزان مورد توجه قرار می گیرد. جمع بندی مطالعات نشان می دهد که بهره گیری هدفمند و متناسب از مداخلات شناختی رفتاری در مدرسه می تواند از طریق اصلاح الگوهای فکری ناکارآمد، افزایش تجربه موفقیت، کاهش رفتارهای اجتنابی و تقویت مهارت های مقابله ای، زمینه ارتقای اعتمادبه نفس دانش آموزان را فراهم کند. بر این اساس، تلفیق اصول شناختی رفتاری با برنامه های مشاوره ای و تربیتی مدارس می تواند به عنوان یکی از رویکردهای قابل استفاده برای حمایت از رشد روان شناختی و تحصیلی دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد.
نویسندگان
آذر صادقی پور
لیسانس معارف دانشگاه آزاد اسلامی گچساران
سارا سالاری نیک
لیسانس مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان امام صادق بهبهان
فهیمه کرمی
لیسانس ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهدشت
سیمین گندمکار
لیسانس حسابداری دانشگاه علمی کاربردی دهدشت