اثرات کاربست گروه های یادگیرنده محور بر افزایش مشارکت رفتاری و شناختی فراگیران ابتدایی در فرایند یاددهی یادگیری
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی چشم اندازهای نو در علوم انسانی، مدیریت و علوم تربیتی در عصر دیجیتال
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 71
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NPHMES01_150
تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات کاربست گروه های یادگیرنده محور بر افزایش مشارکت رفتاری و شناختی فراگیران ابتدایی در فرایند یاددهی‑یادگیری انجام شده است. در رویکردهای سنتی، فراگیران اغلب نقش منفعل و گیرنده دارند، اما گروه های یادگیرنده محور با انتقال محور فعالیت از آموزگار به دانش آموز، بستری برای ساختن فعالانه ی دانش از طریق تعامل، پرسش گری و حل مسئله ی جمعی فراهم می آورند. این مطالعه با بهره گیری از روش مروری نظام مند و تحلیل یافته های پژوهش های تجربی دو دهه ی اخیر، نشان می دهد که کاربست ساختارهای گروهی مبتنی بر یادگیرنده (مانند گروه های پژوهشی، حلقه های کندوکاو و تیم های پروژه محور) به طور معناداری باعث افزایش شاخص های مشارکت رفتاری از جمله حضور فعال در بحث های کلاسی، انجام به موقع تکالیف گروهی، پرسش های هدفمند و پایبندی به نقش های محوله می شود. هم زمان، این رویکرد با ایجاد چالش های شناختی متناسب، مشارکت شناختی را در قالب استفاده از راهبردهای عمیق پردازی (همانند بسط معنا، سازمان دهی اطلاعات و فراشناخت)، تلاش برای درک مفاهیم به جای حفظ طوطی وار، و تداوم تلاش حتی در مواجهه با تکالیف دشوار، به میزان چشمگیری ارتقا می بخشد. یافته ها همچنین حاکی از آن است که اثربخشی گروه های یادگیرنده محور به شدت تحت تاثیر عواملی نظیر وضوح اهداف گروهی، کیفیت راهنمایی آموزگار، اندازه ی گروه و تناسب تکالیف با سطح شناختی فراگیران قرار دارد. به علاوه، نتایج نشان می دهد که افزایش مشارکت رفتاری و شناختی در بستر این گروه ها، به طور غیرمستقیم منجر به بهبود عملکرد تحصیلی، کاهش افت آموزشی و افزایش حس خودکارآمدی فراگیران ابتدایی می شود. در مجموع، پژوهش حاضر بر لزوم حرکت از کلاس های آموزگار‑محور به سمت جوامع یادگیرنده، طراحی تکالیف چالش انگیز و مبتنی بر مسئله، و توانمندسازی آموزگاران در نقش تسهیل گر به جای انتقال دهنده، تاکید دارد و پیشنهادهایی برای اجرای عملی این رویکرد در نظام آموزشی کشور ارائه می دهد.
نویسندگان
فاطمه مکنا
کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اهواز