واکاوی اثرگذاری فناوری های هوش مصنوعی بر پرورش و بالندگی شایستگی های همکاری تیمی در فراگیران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NPHMES01_140

تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ظهور و گسترش پرشتاب هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشران های بنیادین تحول، ساحت آموزش و پرورش را در ابعاد جهانی با دگرگونی های ساختاری مواجه ساخته است. این اکوسیستم فناورانه با برخورداری از ظرفیت هایی بی بدیل در انطباق پذیری شناختی، شخصی سازی تجارب یادگیری و تحلیل الگوهای پیچیده تعاملی، افق های نوینی را در بازتعریف شیوه های یاددهی-یادگیری پدید آورده است. همگام با این تحولات فناورانه، تسلط بر مهارت های کارگروهی و هم افزایی مشارکتی به منزله یکی از ارکان کانونی سواد قرن بیست و یکم، نقشی تعیین کننده در شکوفایی استعدادها، تعمیق درک مفهومی و آمادگی فراگیران برای حضور موثر در بسترهای اجتماعی و حرفه ای آینده ایفا می کند. مولفه های بنیادینی نظیر ارتباطات بین فردی سازنده، حل مسئله اشتراکی، تقسیم خردمندانه مسئولیت ها و تعهد جمعی، شالوده اصلی فعالیت های تیمی را شکل می دهند. با وجود ضرورت انکارناپذیر این مهارت ها، الگوهای سنتی آموزش همواره با چالش هایی ساختاری همچون دشواری ارزیابی عینی فرآیند همکاری، ناتوانی در ارائه بازخوردهای اختصاصی به تک تک اعضا و پیچیدگی هدایت پویایی های رفتاری درون گروه مواجه بوده اند. مقاله مروری حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی، درصدد واکاوی جامع نقش و میزان کارآمدی ابزارهای برخاسته از هوش مصنوعی در توسعه و تثبیت شایستگی های کار تیمی دانش آموزان است. بدین منظور، علاوه بر بازشناسی مبانی نظری یادگیری مشارکتی و معماری شناختی هوش مصنوعی، کاربردهای متنوع این فناوری شامل بسترهای یادگیری تعاملی هوشمند، سامانه های خودکار سنجش فرآیند هم افزایی، ابزارهای پایش پویای رفتار کلاسی، محیط های شبیه سازی گروهی و بازی وارسازی های تربیتی مورد نقد و بررسی دقیق قرار گرفته است. تحلیل مطالعات و شواهد پژوهشی پیشین نشان می دهد که الگوریتم های هوشمند از طریق ارائه تحلیل های آنی از نحوه مشارکت دانش آموزان و ارائه بازخوردهای هدایت کننده، کیفیت تعاملات مشارکتی را به طور چشمگیری ارتقا می بخشند. با این حال، بهره گیری بهینه از این ظرفیت ها نیازمند فائق آمدن بر موانعی اساسی نظیر فقدان زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری عادلانه، نیاز مبرم به بازآموزی و ارتقای شایستگی های دیجیتال آموزگاران و رعایت ملاحظات اخلاقی پیرامون حریم خصوصی داده هاست. در نهایت، این نوشتار با ترسیم دلالت های کاربردی، چارچوبی منسجم را برای پژوهش های آتی و تدوین سیاست های نوآورانه در راستای توانمندسازی نسل جدید در کار گروهی ارائه می دهد.

نویسندگان

ربابه بهمئی

کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی

عذرا توفیقی

دکتری ادبیات فارسی