واکاوی جایگاه پایگاه تحصیلی اولیا در مهار و تعدیل رفتارهای پرخطر فراگیران در محیط های آموزشی
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی چشم اندازهای نو در علوم انسانی، مدیریت و علوم تربیتی در عصر دیجیتال
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NPHMES01_139
تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405
چکیده مقاله:
سطح تحصیلات و سرمایه فرهنگی خانواده به عنوان یکی از شاخص ترین ارکان جامعه پذیری اولیه، نقشی بنیادین در شکل گیری الگوهای رفتاری، تکوین منش و پیشگیری از گرایش به ناهنجاری های فردی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند. در سال های اخیر، گسترش فزاینده رفتارهای پرخطر در میان نسل نوجوان—نظیر تمایل به مصرف دخانیات و مواد اعتیادآور، خشونت ورزی کلامی و بدنی، افت تحصیلی شدید، پرخاشگری تکانشی و گریز از بسترهای رسمی مدرسه—جامعه تربیتی را با چالش های ژرفی مواجه ساخته و ضرورت بازخوانی نقش بازدارنده نهاد خانواده را دوچندان کرده است. والدین برخوردار از مدارج تحصیلی عالی تر، به دلیل درک عمیق تر از اصول روان شناسی رشد و آگاهی از شیوه های کارآمد فرزندپروری، توانایی موثرتری در برقراری ارتباطات کلامی سازنده، هدایت هیجانی و نظارت هوشمندانه بر زیست اجتماعی و تعاملات همسالان فرزندان خود دارند. از سوی دیگر، سطوح بالاتر سواد در کانون خانواده غالبا با دستیابی به موقعیت اقتصادی-اجتماعی باثبات تر و منابع حمایتی غنی تر پیوند خورده است؛ امری که به شکل معناداری استرسورهای محیطی، اضطراب های معیشتی و تنش های خانوادگی را کاهش داده و فضایی سرشار از پذیرش و امنیت روانی برای یادگیرندگان فراهم می آورد. چنین بستری تاب آوری روانی-اجتماعی دانش آموزان را ارتقا بخشیده و مقاومت درونی آنان را در برابر تکانه های ناهنجار محیطی تقویت می کند. با این حال، شناسایی دقیق مسیرهای واسطه ای که از طریق آن ها شایستگی های تحصیلی والدین موجب تعدیل این کژروی ها می شود، نیازمند واکاوی ساختارمند است. پژوهش حاضر با اتکا به روش تحلیلی-توصیفی، به تبیین پیوند متقابل میان مولفه های تحصیلی سرپرستان و مهار گرایش به رفتارهای آسیب زا در نوجوانان محصل پرداخته و درصدد استخراج الگوهای عملی برای فعال سازی پتانسیل های خانوادگی در بطن برنامه های پرورشی مدارس برآید. شواهد حاصل از ارزیابی متون نظری نشان می دهد که رویکردهای انضباطی صرف در مدرسه بدون تقویت آگاهی تربیتی خانواده ها به نتایج پایدار نخواهد انجامید. در نهایت، یافته های این پژوهش با جهت بخشی به سیاست گذاران و کادر مشاوره ای مدارس، رهنمودهایی منسجم برای طراحی بسته های توانمندسازی والدین، مداخلات غربالگری زودرس و تعمیق تعاملات مشارکتی خانه و مدرسه به منظور مصون سازی دانش آموزان در برابر مخاطرات اجتماعی ارائه می نماید.
نویسندگان
مریم بهمئی
فوق لیسانس فلسفه اسلامی مدیر دبیرستان