بررسی نقش هوش مصنوعی در تقویت خلاقیت و تفکر انتقادی دانش آموزان
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی چشم اندازهای نو در علوم انسانی، مدیریت و علوم تربیتی در عصر دیجیتال
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 113
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NPHMES01_068
تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناوری در عصر حاضر و ورود سامانه های هوشمند به عرصه های گوناگون حیات بشری، نظام های آموزشی را با دگرگونی های بنیادین روبه رو ساخته است. در این میان، پرورش مهارت های شناختی سطح بالا نظیر خلاقیت و تفکر انتقادی در میان دانش آموزان به عنوان یکی از اصلی ترین رسالت های نظام تعلیم و تربیت مدرن شناخته می شود. پژوهش حاضر یک مقاله علمی ترویجی جامع است که با هدف بررسی، تحلیل و تبیین نظام مند نقش ابزارها و محیط های مبتنی بر هووش مصنوعی در تقویت، غنی سازی و توسعه مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان تدوین شده است. روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی بوده و با تکیه بر بررسی اسنادی، مبانی نظری روان شناختی، الگوهای برنامه ریزی درسی و شواهد تجربی معتبر به واکاوی کارکردهای پداگوژیکی فناوری های هوشمند پرداخته است. یافته های تفصیلی این پژوهش نشان می دهند که سامانه های هوشمند از طریق شخصی سازی مسیر یادگیری، ارائه بازخوردهای آنی و سازنده، ایجاد محیط های تعاملی حل مسئله، شبیه سازی بسترهای یادگیری مبتنی بر بازی و واقعیت افزوده، و ارتقای سواد هوش مصنوعی فراگیران، نقشی کلیدی در به چالش کشیدن ساختارهای ذهنی دانش آموزان ایفا می کنند. تعامل دانش آموزان با چت بات های آموزشی و سامانه های یادگیری انطباقی، کنجکاوی معرفت شناختی آنان را برمی انگیزد و بستری امن برای فرضیه سازی، تفکر واگرا، تحلیل استدلال ها و بازآفرینی ایده های نوآورانه در قالب فعالیت هایی نظیر داستان نویسی دیجیتال و تولید محتوای خلاق فراهم می سازد. از سوی دیگر، بهره گیری از هوش مصنوعی زمانی به بالاترین میزان اثربخشی می رسد که در تعامل با راهبردهای پداگوژیکی فعال، شیوه های تربیتی حامی خودمختاری و محیط های انگیزشی و بازی محور قرار گیرد. با این وجود، اتکای بیش از حد به فناوری بدون تقویت تفکر تحلیلی می تواند به پذیرش منفعلانه داده ها منجر گردد. بنابراین، تلفیق متوازن فناوری و عاملیت انسانی ضروری است. در نهایت، تدوین چارچوب های بومی برای یکپارچه سازی ابزارهای هوشمند در برنامه های درسی، آموزش معلمان و توانمندسازی شناختی دانش آموزان پیشنهاد شده است.
نویسندگان
طیبه میرقادری
۱-کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت
سعیده رضائی
۲-کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت