تربیت شهودی و ناخودآگاه در تقابل با برنامه ریزی خطی و جبرگرای آموزشی
محل انتشار: اولین همایش بین المللی آینده پژوهی و نوآوری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 78
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AFANOCONF01_125
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نسبت میان تربیت شهودی و ناخودآگاه با برنامه ریزی خطی و جبرگرای آموزشی انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل شکاف میان دو رویکرد تربیتی متقابل است: رویکردی که بر شهود، تجربه زیسته و یادگیری ناخودآگاه تاکید دارد، در برابر رویکردی که بر برنامه ریزی خطی، اهداف قابل اندازه گیری و جبرگرایی آموزشی مبتنی است. روش پژوهش از نوع کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی-توصیفی انجام شده و با مرور منابع معتبر علمی، ابعاد مختلف این تقابل و نسبت آن با چالش های نظام آموزشی تحلیل گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظام های آموزشی مبتنی بر برنامه ریزی خطی، که ریشه در مدل های صنعتی و کارخانه ای قرن نوزدهم دارند، با سرکوب شهود و یادگیری ناخودآگاه، به پرورش افرادی می انجامند که توانایی تفکر خلاق و انعطاف پذیر شناختی را از دست می دهند. در مقابل، رویکردهای تربیتی مبتنی بر شهود و یادگیری ناخودآگاه، با بهره گیری از ظرفیت های ادراکی و الگوهای یادگیری طبیعی ذهن، به پرورش تفکر کل نگر، خلاقیت و خودآگاهی عمیق تر کمک می کنند. همچنین یافته ها حاکی از آن است که برنامه های درسی پنهان و یادگیری تجربی، به عنوان عرصه های اصلی تربیت شهودی و ناخودآگاه، نقش اساسی در شکل گیری هویت، ارزش ها و مهارت های عملی هنرجویان ایفا می کنند و برنامه ریزی خطی صرف، قادر به پوشش این ابعاد نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که گذار از نظام های جبرگرای آموزشی به رویکردهای یکپارچه سازی شهود و عقل، مستلزم بازنگری بنیادین در مفاهیمی چون برنامه ریزی درسی، نقش معلم، ارزشیابی و نسبت تجربه با یادگیری است.واژگان کلیدی: تربیت شهودی، یادگیری ناخودآگاه، برنامه ریزی خطی، جبرگرایی آموزشی، برنامه درسی پنهان
نویسندگان
الهه طاس باز
فرهنگی آموزش و پرورش
محبوبه بختیاری
فرهنگی آموزش و پرورش
فاطمه تاجیک
فرهنگی آموزش و پرورش
اعظم عرب عامری
فرهنگی آموزش و پرورش