وابستگی شناختی در عصر هوش مصنوعی مولد: چالشی نوین در آموزش و یادگیری معاصر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EICLC01_200
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش سریع هوش مصنوعی مولد در محیط های آموزشی، شیوه دسترسی یادگیرندگان به اطلاعات، حل مسائل، تولید محتوا و انجام فعالیت های یادگیری را دستخوش تغییر کرده است. در کنار ظرفیت های این فناوری برای تسهیل یادگیری و کاهش بار شناختی، استفاده فزاینده و غیرانتقادی از ابزارهای هوش مصنوعی می تواند زمینه ساز برون سپاری بخشی از فرایندهای شناختی و شکل گیری وابستگی به این فناوری شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیلی مفهوم وابستگی شناختی در تعامل یادگیرندگان با هوش مصنوعی مولد و تبیین پیامدهای آن برای آموزش و یادگیری معاصر انجام شده است. این پژوهش با رویکرد مروری تحلیلی، ادبیات علمی مرتبط با هوش مصنوعی مولد، برون سپاری شناختی، تفکر انتقادی، فراشناخت، استقلال یادگیری و عاملیت یادگیرنده را بررسی و تحلیل می کند. یافته های حاصل از مطالعات موجود نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی مولد دارای ماهیتی دوگانه است؛ به گونه ای که استفاده هدفمند و همراه با نظارت شناختی می تواند از طریق کاهش بارهای شناختی و حمایت از فرایندهای یادگیری، نقش تقویت کننده داشته باشد، در حالی که اتکای افراطی و پذیرش بدون ارزیابی خروجی های هوش مصنوعی ممکن است به کاهش تلاش شناختی، تضعیف مشارکت عمیق در یادگیری و افزایش وابستگی شناختی منجر شود. بر این اساس، چالش اساسی آموزش معاصر صرفا نحوه استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی حفظ نقش فعال، نقادانه و خودراهبر یادگیرنده در تعامل با آن است. در نهایت، بازطراحی شیوه های تدریس، ارزشیابی و آموزش سواد هوش مصنوعی با تاکید بر فراشناخت و تفکر انتقادی می تواند به استفاده متعادل و یادگیری محور از هوش مصنوعی مولد کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا بردستانی
ارشد امورتربیتی گرایش آموزش ابتدایی