بازطراحی آینده تربیت: از الگوهای سنتی آموزش به تربیت تحول آفرین و آینده نگر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_280

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات پرشتاب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فناورانه در دهه های اخیر، نظام های تربیتی را با شرایطی مواجه ساخته است که در آن الگوهای سنتی آموزش دیگر نمی توانند به تنهایی پاسخ گوی نیازهای پیچیده انسان و جامعه آینده باشند. گسترش فناوری های دیجیتال، ظهور هوش مصنوعی، تغییر ماهیت مشاغل، افزایش عدم قطعیت، گسترش ارتباطات جهانی، تغییر سبک های زندگی و ظهور شکل های جدیدی از هویت و مشارکت اجتماعی، ضرورت بازاندیشی در اهداف، ساختارها، روش ها و مبانی تربیت را بیش از گذشته آشکار کرده است. تربیت در جهان معاصر نمی تواند صرفا به انتقال دانش موجود از نسلی به نسل دیگر محدود شود، زیرا سرعت تولید و تغییر دانش، تحولات فناوری و دگرگونی نیازهای اجتماعی سبب شده است که بسیاری از دانسته ها و مهارت های امروز در آینده نزدیک نیازمند بازنگری باشند. ازاین رو، مسئله اصلی تربیت آینده، آماده سازی انسان برای یک آینده از پیش تعیین شده نیست، بلکه پرورش توانایی او برای مواجهه با آینده های متعدد، نامطمئن و متغیر است. پژوهش حاضر با هدف بازطراحی مفهوم آینده تربیت و بررسی الزامات گذار از الگوهای سنتی آموزش به تربیت تحول آفرین و آینده نگر انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر مطالعه تطبیقی منابع علمی و اسناد معتبر منتشرشده در فاصله سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ است. در این مطالعه، دیدگاه ها و یافته های پژوهش های معاصر در پنج محور شامل بازتعریف مفهوم تربیت، بازطراحی اهداف تربیتی، تحول نقش معلم، بازآفرینی نقش یادگیرنده و شکل گیری تربیت اخلاقی، عادلانه و آینده نگر مقایسه شده اند. نتایج نشان می دهد که تربیت تحول آفرین با تربیت سنتی در چند ویژگی اساسی تفاوت دارد: تربیت سنتی عمدتا بر ثبات، انتقال دانش، استانداردسازی و انطباق تاکید می کند، در حالی که تربیت تحول آفرین بر یادگیری مستمر، تفکر انتقادی، خلاقیت، عاملیت، انعطاف پذیری، مشارکت و توانایی بازسازی دانش تاکید دارد. یافته ها همچنین نشان می دهند که فناوری و هوش مصنوعی نباید به عنوان جایگزین انسان در فرایند تربیت تلقی شوند، بلکه باید در قالب ابزارهایی برای تقویت ظرفیت های شناختی، اجتماعی و اخلاقی انسان به کار گرفته شوند. نقش معلم در این الگو از انتقال دهنده محتوا به طراح تجربه های یادگیری، تسهیل گر، مربی، پژوهشگر و داور اخلاقی تغییر می کند و نقش یادگیرنده نیز از دریافت کننده منفعل به کنشگر، تولیدکننده دانش و مشارکت کننده فعال در ساخت معنا تبدیل می شود. همچنین، تربیت آینده نیازمند توجه جدی به عدالت آموزشی، شکاف دیجیتال، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی، مسئولیت پذیری فناورانه و حفظ کرامت انسانی است. برآیند مطالعه نشان می دهد که بازطراحی آینده تربیت مستلزم کنار گذاشتن کامل میراث تربیتی گذشته نیست، بلکه به معنای بازخوانی انتقادی آن و انتخاب عناصر سازگار با شرایط جدید است. در نتیجه، تربیت آینده باید هم زمان انسانی، فناورانه، اخلاقی، انتقادی، مشارکتی و آینده نگر باشد و به جای تربیت انسان برای یک نظم ثابت، انسان هایی توانمند برای ساختن و اصلاح آینده های مطلوب پرورش دهد.

نویسندگان

زهرا نام بخش حبیب آبادی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز

راضیه گواهی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز