تربیت در جهان متحول: چالش ها و فرصت های فناوری، هوش مصنوعی و تغییرات اجتماعی
محل انتشار: پنجمین کنفرانس بین المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی پاییز و زمستان ۱۴۰۴«آموزش پژوهی و اسپرانتوپژوهی»
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO05_279
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناورانه، ظهور هوش مصنوعی، گسترش محیط های یادگیری دیجیتال و دگرگونی های عمیق اجتماعی، مفهوم و کارکرد تربیت را با پرسش های بنیادینی مواجه ساخته است که پاسخ به آنها مستلزم بازنگری در بسیاری از پیش فرض های سنتی تعلیم و تربیت است. تربیت در جهان معاصر دیگر نمی تواند صرفا به انتقال منظم دانش، مهارت و ارزش های تثبیت شده از نسل گذشته به نسل جدید محدود شود، زیرا یادگیرندگان در محیطی زندگی می کنند که دانش با سرعت زیادی تولید و بازتولید می شود، مرزهای میان انسان و فناوری در حال تغییر است و اشکال جدیدی از ارتباط، هویت، کار، مشارکت اجتماعی و تولید معرفت شکل گرفته است. در چنین شرایطی، فناوری و به ویژه هوش مصنوعی از یک ابزار جانبی آموزشی به عاملی موثر در بازتعریف اهداف، نقش ها، محتواها، روش های یاددهی یادگیری و شیوه های ارزشیابی تبدیل شده اند. از سوی دیگر، تغییرات اجتماعی ناشی از جهانی شدن، شبکه ای شدن ارتباطات، تغییر ساختارهای شغلی، افزایش تنوع فرهنگی و گسترش اشکال جدید نابرابری، ضرورت بازاندیشی در معنای تربیت و نسبت آن با زندگی فردی و اجتماعی را افزایش داده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی چالش ها و فرصت های فناوری، هوش مصنوعی و تغییرات اجتماعی برای تربیت معاصر انجام شده است. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی اسناد و پژوهش های علمی جدید در حوزه فلسفه تربیت، فناوری آموزشی، هوش مصنوعی و تحولات اجتماعی است. در این مطالعه، دیدگاه ها و یافته های پژوهش های معاصر در پنج محور اصلی شامل تحول مفهوم تربیت، تغییر اهداف تربیتی، بازتعریف نقش معلم، بازتعریف نقش یادگیرنده و ضرورت شکل گیری تربیت اخلاقی و انسان محور مقایسه شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری و هوش مصنوعی از یک سو فرصت هایی مانند شخصی سازی یادگیری، افزایش دسترسی به منابع، تحلیل داده های آموزشی، تقویت یادگیری مشارکتی، توسعه سوادهای نوین و فراهم سازی محیط های یادگیری انعطاف پذیر را ایجاد می کنند و از سوی دیگر با چالش هایی مانند شکاف دیجیتال، وابستگی فناورانه، تهدید حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی، تضعیف استقلال شناختی، کاهش تعامل انسانی و ابهام در مسئولیت اخلاقی مواجه اند. مقایسه دیدگاه های مختلف نشان می دهد که مسئله اصلی تربیت در عصر تحول، انتخاب میان «تربیت انسانی» و «تربیت فناورانه» نیست، بلکه طراحی رابطه ای متعادل و انتقادی میان انسان، فناوری و جامعه است. بر این اساس، تربیت آینده باید ضمن بهره گیری از ظرفیت های فناوری، همچنان بر کرامت انسانی، تفکر انتقادی، مسئولیت اخلاقی، عدالت، گفت وگو، خودآیینی و توانایی زیستن معنادار تاکید کند. بنابراین، تحول فناورانه زمانی می تواند به تحول تربیتی منجر شود که فناوری نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان وسیله ای در خدمت رشد همه جانبه انسان تلقی شود. نتیجه کلی پژوهش آن است که آینده تربیت نه در حذف نقش انسان و جایگزینی آن با هوش مصنوعی، بلکه در ایجاد نوعی هم زیستی هوشمند، اخلاقی، انتقادی و عادلانه میان ظرفیت های انسانی و فناوری های نوین قرار دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا نام بخش حبیب آبادی
فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز
راضیه گواهی
فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز