تحول مفهوم تربیت در عصر دیجیتال: بازاندیشی در اهداف، نقش ها و فرایندهای تربیتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_278

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، گسترش هوش مصنوعی، تغییر الگوهای ارتباطی، افزایش دسترسی به منابع دانشی و دگرگونی مناسبات اجتماعی، مفهوم سنتی تربیت را با پرسش های بنیادین مواجه ساخته است. تربیت در گذشته عمدتا در چارچوب انتقال نظام یافته دانش، مهارت، ارزش و هنجار از نسل پیشین به نسل جدید تعریف می شد، اما در محیط دیجیتال، یادگیرنده با منابع دانشی متنوع، شبکه های اجتماعی، محیط های یادگیری هوشمند، سامانه های مولد و اشکال جدید تعامل انسان و فناوری مواجه است. ازاین رو، تربیت دیگر نمی تواند صرفا به انتقال محتوا یا آماده سازی فرد برای ایفای نقش های از پیش تعریف شده محدود شود، بلکه باید به فرایندی پویا، مشارکتی، انتقادی، اخلاقی و آینده نگر تبدیل شود که در آن فرد توانایی معنا دادن به اطلاعات، ارزیابی اعتبار منابع، تصمیم گیری مسئولانه، تعامل سازنده با دیگران و استفاده انسانی و اخلاقی از فناوری را به دست آورد. مسئله اساسی این پژوهش آن است که ورود فناوری دیجیتال و هوش مصنوعی دقیقا چه تغییری در مفهوم، اهداف، نقش های تربیتی و فرایندهای تعلیم و تربیت ایجاد کرده است و چگونه می توان میان ظرفیت های فناوری و اصالت انسانی تربیت تعادل برقرار کرد. پژوهش حاضر با روش مطالعات تطبیقی و با تحلیل و مقایسه دیدگاه ها، اسناد و پژوهش های جدید ایرانی و بین المللی، تحول مفهوم تربیت را در پنج محور شامل ماهیت تربیت، اهداف تربیتی، نقش مربی، نقش یادگیرنده و فرایند یاددهی یادگیری بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد که دیجیتالی شدن، مفهوم تربیت را از الگوی انتقالی و یک سویه به الگوی تعاملی، شبکه ای و یادگیری محور سوق داده است. در این شرایط، هدف تربیت نیز از انباشت دانش به سمت پرورش شایستگی های شناختی، اجتماعی، اخلاقی، دیجیتال، انتقادی و آینده نگر حرکت می کند. نقش مربی از انتقال دهنده اصلی اطلاعات به طراح تجربه یادگیری، تسهیل گر، راهنما، داور اخلاقی و ناظر بر کیفیت یادگیری تغییر می یابد و یادگیرنده از دریافت کننده منفعل به کنشگر فعال، تولیدکننده محتوا و مشارکت کننده در ساخت دانش تبدیل می شود. همچنین، هوش مصنوعی ظرفیت شخصی سازی یادگیری، بازخورد فوری، تحلیل داده های آموزشی و حمایت از تصمیم گیری تربیتی را فراهم می کند، اما همزمان خطرهایی مانند وابستگی فناورانه، کاهش استقلال فکری، نقض حریم خصوصی، گسترش نابرابری دیجیتال، تقلیل تربیت به داده و تضعیف روابط انسانی را نیز ایجاد می کند. بنابراین، تحول دیجیتال نباید به معنای جایگزینی انسان با فناوری تلقی شود، بلکه باید به منزله فرصتی برای بازاندیشی در چیستی و چرایی تربیت فهم شود. نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که تربیت مطلوب در عصر دیجیتال نیازمند رویکردی انسان محور، انتقادی، اخلاقی، مشارکتی و آینده نگر است که در آن فناوری در خدمت تعالی انسان قرار گیرد، نه اینکه اهداف تربیتی را تعیین کند.

نویسندگان

راضیه گواهی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز

زهرا نام بخش حبیب آبادی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز