فلسفه تربیت در مواجهه با مدرنیته و پست مدرنیته: بازنگری در مفاهیم بنیادین
محل انتشار: پنجمین کنفرانس بین المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی پاییز و زمستان ۱۴۰۴«آموزش پژوهی و اسپرانتوپژوهی»
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO05_277
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
فلسفه تربیت در دوره معاصر با مجموعه ای از تحولات بنیادین معرفتی، اجتماعی، فرهنگی و فناورانه مواجه است که بسیاری از مفاهیم سنتی آن را نیازمند بازاندیشی کرده اند. مدرنیته با تاکید بر عقلانیت، علم، آزادی، خودآیینی، فردیت و ایده پیشرفت، سهم مهمی در شکل گیری نظام های آموزشی جدید داشته است و مفاهیمی همچون آموزش عمومی، شهروندی، استقلال فکری و امکان اصلاح اجتماعی را در کانون توجه قرار داده است. با این حال، گسترش عقلانیت ابزاری، استانداردسازی آموزشی، بوروکراسی، یکسان سازی فرهنگی و تقلیل انسان به نیروی تولیدی، زمینه شکل گیری انتقادهای گسترده نسبت به برخی وجوه مدرنیته را فراهم کرده است. پست مدرنیته در واکنش به این وضعیت، مفاهیمی مانند فراروایت، حقیقت واحد، سوژه یکپارچه و معرفت جهان شمول را مورد پرسش قرار داده و بر تکثر، تفاوت، زمینه مندی، زبان، قدرت و روایت های گوناگون تاکید کرده است. مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که فلسفه تربیت در مواجهه با این دو جریان چگونه می تواند مفاهیم بنیادین خود را بازتعریف کند؛ به گونه ای که ضمن حفظ دستاوردهای عقلانیت مدرن، نسبت به محدودیت ها و پیامدهای آن نیز رویکردی انتقادی داشته باشد و در عین حال از ظرفیت های پست مدرن برای توجه به تفاوت، تکثر و صداهای به حاشیه رانده شده بهره گیرد، بدون آنکه به نسبی گرایی مطلق گرفتار شود. پژوهش با استفاده از روش مطالعات تطبیقی انجام شده و پنج محور اساسی شامل مفهوم انسان، معرفت و حقیقت، اهداف تربیت، نقش معلم و متربی، و ارزش ها و اخلاق تربیتی را در دو افق مدرن و پست مدرن مقایسه کرده است. یافته ها نشان می دهد که مدرنیته در زمینه تقویت عقلانیت، خودآیینی، آزادی و مسئولیت فردی ظرفیت های مهمی دارد، اما در صورت غلبه عقلانیت ابزاری می تواند تربیت را به فرایندی تکنیکی و قابل اندازه گیری تقلیل دهد. در مقابل، پست مدرنیته امکان توجه به تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و فردی و همچنین نقد روابط قدرت در آموزش را افزایش می دهد، اما پذیرش نسبی گرایی افراطی می تواند مبانی هنجاری تربیت را تضعیف کند. بر اساس یافته های پژوهش، راهبرد مناسب برای فلسفه تربیت معاصر، انتخاب یکی از دو جریان به صورت مطلق نیست، بلکه ایجاد نوعی رویکرد انتقادی، گفت وگویی و تکثرگراست که بتواند عقلانیت انتقادی مدرن را با حساسیت پست مدرن نسبت به تفاوت، قدرت و زمینه اجتماعی ترکیب کند. در چنین رویکردی، انسان تربیت شونده موجودی فعال، آزاد، مسئول، تاریخی و اجتماعی تلقی می شود و تربیت به جای تلاش برای انطباق فرد با الگوهای ازپیش تعیین شده، به پرورش توانایی تفکر، قضاوت، گفت وگو، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی معطوف می گردد. این بازنگری به ویژه برای نظام های تربیتی جوامعی مانند ایران اهمیت دارد؛ زیرا فلسفه تربیت در این جوامع در نقطه تلاقی سنت، مدرنیته، تحولات جهانی و نیازهای فرهنگی بومی قرار دارد. از این منظر، فلسفه تربیت آینده باید بتواند میان عقلانیت و تکثر، آزادی و مسئولیت، سنت و نوآوری، حقیقت و گفت وگو و هویت فردی و اجتماعی تعادل برقرار کند و از تربیت به عنوان عرصه ای برای رشد انسان آزاد، نقاد، اخلاقی و مسئول بهره گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
راضیه گواهی
فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز
زهرا نام بخش حبیب آبادی
فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز