چالش های پداگوژیک در آموزش پایه: شکاف میان نظریه و عملکرد در کلاس درس
محل انتشار: پنجمین کنفرانس بین المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی پاییز و زمستان ۱۴۰۴«آموزش پژوهی و اسپرانتوپژوهی»
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO05_271
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
آموزش پایه به عنوان سنگ بنای نظام تعلیم وتربیت، نقشی حیاتی در شکل گیری شالوده های شناختی، اجتماعی و عاطفی کودکان ایفا می کند. با این حال، شواهد پژوهشی حاکی از وجود شکافی عمیق میان آموزه های نظری پداگوژیک در دانشگاه ها و مراکز تربیت معلم با واقعیت های زیسته و عملیاتی در کلاس های درس است. این پژوهش با هدف واکاوی چالش های پداگوژیک در آموزش ابتدایی و تبیین ریشه های شکاف میان نظریه و عمل نگاشته شده است. مسئله اصلی، فقدان انتقال اثربخش دانش از محیط آکادمیک به محیط عملیاتی است که منجر به ناکارآمدی در تدریس، مقاومت در برابر نوآوری های آموزشی و کاهش کیفیت یادگیری دانش آموزان می شود. این مقاله با استفاده از روش تحلیل تطبیقی و سنتز پژوهش های اخیر، متغیرهای متعددی از جمله نظام های ارزشیابی سنتی، فرسودگی شغلی معلمان، کمبود امکانات زیرساختی، و عدم تناسب محتوای آموزشی با نیازهای متغیر نسل جدید را مورد بررسی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که پداگوژی انتقادی و روش های یادگیری فعال، اگرچه در متون نظری جایگاه برجسته ای دارند، در عمل به دلیل فشارهای اداری و ساختارهای صلب آموزشی به حاشیه رانده می شوند. نتیجه گیری بیانگر آن است که برای عبور از این چالش ها، نیازمند تغییر پارادایم از آموزش متمرکز بر معلم به آموزش دانش آموزمحور، توانمندسازی حرفه ای معلمان بر اساس پداگوژی مبتنی بر شواهد و ایجاد پیوند ساختاری میان دانشگاه و مدرسه هستیم. تنها با بازتعریف نقش معلم به عنوان یک پژوهشگر در کلاس درس، می توان این شکاف را ترمیم کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میلاد هلاکو
فرهنگی شاغل استان گلستان، شهرستان مینودشت