پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان در عصر اطلاعات و شبکه های اجتماعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_257

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

عصر انفجار اطلاعات و گسترش بی پایان شبکه های اجتماعی، تفکر انتقادی به عنوان یک شایستگی محوری و ضرورت اجتناب ناپذیر برای حیات علمی، اجتماعی و حرفه ای دانش آموزان شناخته شده است. فضایدیجیتال امروزین با حجم عظیم و روزافزون داده ها، انتشار گسترده اطلاعات نادرست، اخبار جعلی، شایعات و محتوای قطبی شده، توانایی افراد در ارزیابی معتبر و مستقل اطلاعات را به چالش جدی انداخته است. در چنین شرایطی، نظام تعلیم و تربیت به عنوان مهم ترین نهاد اجتماعی متولی پرورش تفکر، نقادو انتقال فرهنگ، نقشی بی بدیل در تجهیز نسل جوان به ابزارها و مهارت های شناختی مورد نیاز برای مواجهه هوشیارانه با این چالشها را بر عهده دارد. تفکر انتقادی که به عنوان فرایند شناختی هدفمند، خودتنظیم و استدلالی تعریف می شود، شامل مهارت هایی چون تحلیل، ترکیب، ارزیابی اطلاعات، تمیز بین واقعیت و نظر، تشخیص سوگیریهای شناختی و اتخاذ قضاوت های منطقی بر اساس دلیلهای معتبر است. با توجه به اینکه دانش آموزان امروزین، به عنوان «بومیان دیجیتال»، ساعات طولانی از روز خود را در محیطهای آنلاین صرف می کنند و در معرض محتوای گسترده و متناقض قرار می گیرند، ضرورت آموزش منظم و نظام مند تفکر انتقادی در داخل مدارس و نهادهای تعلیمی بیش از پیش محسوس شده است. رویکردهایتعلیمی سنتی که بر حفظ محوری، انتقال یک طرفه معلومات و انفعال دانش آموز تکیه دارند، دیگر توانایی پاسخ به نیازهای شناختی و اجتماعی عصر اطلاعات را ندارند و ایجاد تحول پارادایمی در روشهای تعلیم دهی را ضرورتی می سازند. این تحول مستلزم اتخاذ رویکردهای فعال، دانش آموزمحور، مبتنی بر پرسش، مبتنی بر تحقیق و مبتنی بر تمرین است که دانش آموزان را در فرایند یادگیری فعالانه مشارکت دهی کند و آنها رابه تفکر مستقل، نقاد و خلاق ترغیب کند. در این راستا، نقش معلم از انتقال دهنده معلومات به تسهیل گر یادگیری، راهنمای شناختی و الگوی تفکر نقاد تغییر می یابد. همچنان، محتوای درسی باید به گونه بازتنظیم شود تا فرصتهای محتوایی برای تحلیل متون، بررسی موارد واقعی، حل مسائل باز و مباحثه استدلالی فراهم کند. شبکه های اجتماعی، اگرچه در ذات خود چالش هایی چون انتشار اطلاعات نادرست و القای تفکر جمعی را به همراه دارند، در عین حال می توانند به عنوان ابزارهای یادگیری قدرتمند به شرط مدیریت تعلیمی صحیح و توسعه سواد رسانه ای مورد استفاده شوند. توسعه سواد رسانه ای، سواد اطلاعاتی و سواد دیجیتال به عنوان پیش شرط های اساسی پرورش تفکر انتقادی در عصر حاضر، بر عهده نظام تعلیم و تربیت قرار دارد و باید به عنوان اولویت محوری در برنامه های درسی و برنامه ریزی تعلیمی در نظر گرفته شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تحلیل عمیق نقش، سازوکارها و چالشهای نظام تعلیم و تربیت در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان در عصر اطلاعات و شبکه های اجتماعی، و با تکیه بر رویکرد مطالعات تطبیقی، بهدنبال فراهم نمودن رهنمودهای عملی و علمی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان درسی و معلمان است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سارا نوری

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز

زینب سلگی رشیدی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز

سهیلا نقدی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز