بازاندیشی در اهداف تعلیم و تربیت در عصر هوش مصنوعی: از انتقال دانش به پرورش انسان اندیشمند

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_256

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان هوش مصنوعی مولد، بنیادهای معرفتی و کارکردی نظام های تعلیم و تربیت را با پرسش هایی بی سابقه مواجه ساخته است؛ پرسش هایی که دیگر صرفا ناظر بر «چگونگی آموزش» نیستند، بلکه «چرایی و غایت تربیت» را به مرکز مناظره فلسفه تعلیم و تربیت بازمی گردانند. پژوهش حاضر با هدف بازاندیشی در اهداف تعلیم و تربیت در عصر هوش مصنوعی و با به کارگیری روش مطالعات تطبیقی و تحلیل مضمون اسناد و پژوهش های داخلی و خارجی طی بازه ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که پارادایم سنتی «انتقال دانش» که مبتنی بر انباشت محتوا، حافظه محوری و ارزشیابی های انباشتی است، در شرایطی که سامانه های هوشمند به دسترسی سریع، گسترده و ارزان به اطلاعات دامن می زنند، کارآمدی توجیهی خود را از دست داده است. در مقابل، شش غایت تربیتی جایگزین برجسته می شود: پرورش تفکر انتقادی و ارزیابی اطلاعات، سواد هوش مصنوعی و فهم فناورانه، خلاقیت و حل مسئله در موقعیت های نامعین، خودتنظیمی و انضباط اخلاقی در محیط های دیجیتال، هویت یابی و معنابakhشی انسانی، و مسئولیت پذیری اجتماعی و شهروندی دیجیتال. تحلیل تطبیقی سیاست های آموزشی کشورهای پیشرو نشان می دهد که ادغام هوش مصنوعی در آموزش بدون بازتعریف غایت ها، به تقویت شکاف دیجیتال، سطحی سازی یادگیری و مسخ قوای فکری دانش آموزان می انجامد؛ حال آنکه رویکردهای انسان محور، فناوری را به ابزاری برای شخصی سازی یادگیری، آزادسازی زمان معلم برای تعامل تربیتی و پرورش توانایی های والاتر شناختی و عاطفی تبدیل می کنند. در بستر ایران، یافته ها ضرورت بازنگری در برنامه درسی ملی، بازطراحی ارزشیابی از انباشت به عملکرد، توانمندسازی معلمان در سواد هوش مصنوعی و تدوین چارچوب اخلاقی بومی برای به کارگیری فناوری در مدارس را آشکار می سازد. نتیجه محوری مقاله آن است که عصر هوش مصنوعی نه پایان آموزشگاه، بلکه فرصتی تاریخی برای بازگشت به غایت اصیل تعلیم و تربیت یعنی پرورش انسان اندیشمند، منتقد، خلاق و مسئول است؛ انسانی که به جای رقابت با ماشین در بازیابی اطلاعات، بر آنچه ماشین فاقد آن است یعنی حکمت، وجدان و خلاقیت، تمرکز می کند. این بازاندیشی مستلزم هم زمانی اصلاح فلسفی در سطح غایت، بازطراحی ساختاری در سطح برنامه درسی و ارزشیابی، و سرمایه گذاری در تربیت معلم است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سهیلا نقدی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز

سارا نوری

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز

زینب سلگی رشیدی

فرهنگی شاغل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز