تحلیل محتوای کیفی کتب درسی فارسی ابتدایی از منظر تقویت مهارت های تفکر انتقادی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_241

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کیفی کتاب های درسی فارسی دوره ابتدایی از منظر میزان و نحوه توجه به تقویت مهارت های تفکر انتقادی انجام شده است. با توجه به نقش محوری کتاب های درسی در نظام آموزشی متمرکز ایران و ضرورت پرورش شهروندانی متفکر و نقاد در عصر اطلاعات، این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که مولفه های تفکر انتقادی تا چه اندازه و با چه کیفیتی در محتوای کتاب های فارسی دوره ابتدایی بازنمایی شده اند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی (جهت دار) انجام شده است. بر اساس چارچوب نظری لیپمن، شش مولفه اصلی تفکر انتقادی شامل استنتاج، تعبیر و تفسیر، تحلیل، ارزیابی مدارک و دلایل، تشخیص پیش فرض ها و خودتنظیمی، به عنوان مقولات ازپیش تعیین شده مدنظر قرار گرفتند. واحد تحلیل شامل جملات، پاره گفتارها، اشعار، فعالیت های یادگیری و تصاویر مندرج در کتاب های درسی بود که با استفاده از چک لیست محقق ساخته با تایید روایی محتوایی و پایایی بین کدگذاران، کدگذاری و طبقه بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که توزیع مولفه های تفکر انتقادی در کتاب های فارسی دوره ابتدایی نامتوازن و ناقص است. مولفه های استنتاج و تعبیر و تفسیر دارای بیشترین فراوانی بودند، در حالی که مولفه های ارزیابی مدارک و دلایل، تشخیص پیش فرض ها و خودتنظیمی به شدت مغفول مانده و در برخی پایه ها به کلی غایب بودند. همچنین الگوی توزیع مولفه ها در پایه های مختلف تحصیلی از روندی نزولی پیروی می کرد؛ به گونه ای که با افزایش پایه تحصیلی، از میزان توجه به مهارت های تفکر انتقادی کاسته شده است. بخش «بخوان و بیندیش» با وجود ظرفیت های بالقوه، عمدتا به پرسش های سطحی درک مطلب و نتیجه گیری ساده محدود شده و تصاویر کتاب های درسی نیز نقشی تزئینی داشته و از ظرفیت خود برای پرورش مهارت های تفسیر و تحلیل بی بهره مانده اند. نتیجه گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که کتاب های فارسی دوره ابتدایی از کارکرد مطلوب در پرورش تفکر انتقادی فاصله دارند و بخش قابل توجهی از محتوای آن ها فارغ از هرگونه رویکرد تفکر انتقادی طراحی شده است. بر این اساس، بازنگری اساسی در محتوای کتاب ها، غنی سازی پرسش های بخش «بخوان و بیندیش»، استفاده هدفمند از تصاویر و توجه به اصل تناسب در پایه های مختلف تحصیلی به عنوان مهم ترین راهکارهای بهبود وضعیت موجود پیشنهاد می شود.

نویسندگان

جواد نعمتی

کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان