واکاوی تاثیر تقویت تفکر انتقادی بر ارتقای مهارت های حل مسئله در کودکان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SPERO05_225

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

هدف بنیادین این پژوهش، واکاوی نظام مند تاثیر تقویت تفکر انتقادی بر ارتقای مهارت های حل مسئله در کودکان و تبیین مکانیسم های شناختی حاکم بر این رابطه است. در عصر انقلاب صنعتی چهارم و ظهور هوش مصنوعی، نیاز به مهارت هایی که فراتر از پردازش های خطی هستند، به شدت افزایش یافته است. تفکر انتقادی (Critical Thinking) به عنوان یک فرآیند بازتابی برای تحلیل و ارزیابی، زیربنای اصلی توانمندسازی ذهنی کودکان است (Facione, ۲۰۱۱). ضرورت این مطالعه در آن است که بسیاری از کودکان در مواجهه با مسائل نوظهور، به دلیل فقدان ابزارهای تحلیلی، دچار فلج شناختی می شوند. لذا این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه تقویت مولفه های تفکر انتقادی می تواند منجر به تغییر پارادایم حل مسئله از حالت آزمون و خطای تصادفی به حالت استراتژیک و تحلیل محور گردد. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد توصیفی-تحلیلی و مرور نظام مند ادبیات (Systematic Review)، بر پایه سه مدل نظری استوار شده است: نخست، نظریه ساخت گرایی پیاژه (۱۹۵۲) که بر نقش تعادل شناختی و تطبیق در حل مسائل تاکید دارد؛ دوم، رویکرد ویگوتسکی (۱۹۷۸) در زمینه منطقه تقریبی رشد (ZPD) و نقش تعاملات اجتماعی در توسعه تفکر؛ و سوم، مدل عملکردهای اجرایی دایموند (۲۰۱۳) که پیوند میان تفکر انتقادی و انعطاف پذیری شناختی در قشر پیش پیشانی مغز را تبیین می کند. در این راستا، استراتژی هایی نظیر پرسشگری سقراطی، یادگیری پروژه-محور (PBL) و نقشه های مفهومی به عنوان متغیرهای مداخله گر تحلیل شده اند. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که تفکر انتقادی به عنوان یک کاتالیزور شناختی عمل کرده و گام های عملیاتی حل مسئله را در چهار سطح بهبود می بخشد: ۱. درک مسئله: تبدیل مشاهده سطحی به تحلیل عمیق و شناسایی ریشه ای مشکل. ۲. برنامه ریزی: کاهش بار شناختی (Cognitive Load) از طریق سازماندهی ذهنی و ترسیم درخت تصمیم (Sweller, ۱۹۸۸). ۳. اجرا: افزایش تاب آوری در مواجهه با شکست و جایگزینی واکنش های تکانشی با پاسخ های تحلیلی. ۴. ارزیابی: ایجاد چرخه بازخوردی برای اصلاح طرحواره های ذهنی. یافته ها حاکی از آن است که تقویت تفکر انتقادی منجر به افزایش انعطاف پذیری ذهنی می شود که کلیدی ترین عنصر در حل مسائل پیچیده و غیرساختاریافته است (Diamond, ۲۰۱۳).پژوهش به این نتیجه رسید که تفکر انتقادی و حل مسئله در یک رابطه هم افزا (Synergistic) قرار دارند؛ به گونه ای که تقویت یکی، لزوما منجر به ارتقای دیگری می شود. برای بازیابی و رشد این مهارت ها در کودکان، نظام های آموزشی باید از مدل انتقال دانش به مدل تولید دانش تغییر مسیر دهند. در نهایت، ایجاد محیط های یادگیری اکتشافی و ترویج فرهنگ پرسشگری، تنها راهکار عملی برای پرورش نسلی است که قادر به مدیریت پیچیدگی های دنیای مدرن و ارائه راهکارهای نوآورانه باشد (Paul & Elder, ۲۰۱۹).

نویسندگان

محمد حسین علی پور

کد ملی ۵۴۸۰۱۳۴۲۵۶

فرشته بهره مند

کد ملی ۲۲۸۳۵۲۰۱۵۰ **