تحلیل تاثیر بازی درمانی، مهارت های ارتباطی، تعامل اجتماعی و بهزیستی روان شناختی کودکان دارای ناتوانی ذهنی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1991

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

کودکان دارای ناتوانی ذهنی در فرایند رشد، یادگیری و سازگاری با محیط، با مجموعه ای از محدودیت های شناختی، ارتباطی، اجتماعی و هیجانی مواجه اند که می تواند فرصت مشارکت فعال آنان در خانواده، مدرسه و اجتماع را کاهش دهد. در چنین شرایطی، مداخلاتی که بتوانند بدون ایجاد فشار شناختی بالا، تجربه یادگیری و ارتباط را برای کودک معنادار، جذاب و مشارکت محور کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بازی درمانی از جمله رویکردهایی است که با قرار دادن کودک در یک موقعیت طبیعی و انگیزاننده، امکان بروز رفتار، تمرین مهارت، تجربه موفقیت و برقراری ارتباط را فراهم می کند و از این طریق می تواند با رشد مهارت های ارتباطی و اجتماعی پیوند پیدا کند. از سوی دیگر، مهارت های ارتباطی و تعامل اجتماعی تنها توانایی هایی برای برقراری ارتباط نیستند، بلکه بخشی اساسی از رفتار سازشی، استقلال فردی، احساس شایستگی و مشارکت اجتماعی کودک به شمار می روند. شواهد پژوهشی داخلی نشان داده اند که آموزش مهارت های اجتماعی می تواند رفتار سازشی، مهارت ارتباطی، مهارت های زندگی، اعتمادبه نفس و میزان مشارکت اجتماعی کودکان و دانش آموزان دارای کم توانی ذهنی را بهبود دهد. همچنین برنامه های مبتنی بر بازی و فعالیت های مشارکتی می توانند فرصت هایی برای رعایت نوبت، همکاری، اشتراک گذاری، ایفای نقش، حل تعارض و ابراز نیاز فراهم سازند. یافته های پژوهشی همچنین نشان می دهند که کیفیت زندگی و سلامت روان خانواده های این کودکان به طور معناداری با وضعیت اجتماعی و روان شناختی کودک و کیفیت حمایت های محیطی ارتباط دارد؛ بنابراین تحلیل وضعیت بهزیستی روان شناختی کودک نباید صرفا به وضعیت درونی او محدود شود، بلکه باید در شبکه ای از روابط خانوادگی، مدرسه ای و اجتماعی بررسی شود. در این مقاله، رابطه میان بازی درمانی، مهارت های ارتباطی، تعامل اجتماعی و بهزیستی روان شناختی کودکان دارای ناتوانی ذهنی با رویکردی تحلیلی بررسی شده و تلاش شده است سازوکارهای احتمالی اثرگذاری این متغیرها، نقش خانواده و مدرسه، الزامات طراحی مداخله و محدودیت های پژوهش های موجود تبیین شود. جمع بندی شواهد نشان می دهد که اثربخشی پایدار مداخلات زمانی بیشتر خواهد بود که بازی صرفا به عنوان سرگرمی تلقی نشود، بلکه به صورت یک محیط آموزشی درمانی سازمان یافته برای تمرین مهارت های ارتباطی، تنظیم هیجان، مشارکت اجتماعی، تجربه شایستگی و تقویت احساس تعلق به کار گرفته شود. بر همین اساس، رویکرد یکپارچه و چندسطحی می تواند نسبت به مداخلات تک بعدی، ظرفیت بیشتری برای ارتقای کارکرد اجتماعی و روان شناختی کودکان دارای ناتوانی ذهنی داشته باشد.

نویسندگان