نقش فرهنگ مدرسه، عدالت آموزشی و روابط بین فردی در ایجاد محیط یادگیری فراگیر و حمایتگر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1935
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
محیط یادگیری مدرسه تنها مجموعه ای از فضاهای فیزیکی، برنامه های درسی و فعالیت های آموزشی نیست، بلکه نظامی اجتماعی، فرهنگی و عاطفی است که کیفیت آن از تعامل میان فرهنگ حاکم بر مدرسه، میزان تحقق عدالت آموزشی و کیفیت روابط بین فردی میان مدیران، معلمان، دانش آموزان و خانواده ها تاثیر می پذیرد. در این میان، مفهوم محیط یادگیری فراگیر و حمایتگر بر این اصل استوار است که همه دانش آموزان، صرف نظر از تفاوت های فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، شناختی و آموزشی، باید احساس کنند که در مدرسه دیده می شوند، به رسمیت شناخته می شوند، از فرصت های واقعی برای یادگیری برخوردارند و می توانند بدون ترس از تحقیر، تبعیض یا طرد، در فرایند آموزشی مشارکت کنند. هدف مقاله حاضر، تحلیل ارتباط میان فرهنگ مدرسه، عدالت آموزشی و روابط بین فردی و تبیین سازوکارهایی است که از طریق آن ها این سه مولفه می توانند به شکل گیری محیطی فراگیر، امن و حمایتگر منجر شوند. بررسی تحلیلی ادبیات پژوهشی نشان می دهد فرهنگ مدرسه از طریق هنجارها، ارزش ها، انتظارات و الگوهای رفتاری خود، چارچوبی برای ادراک دانش آموزان از تعلق، امنیت و ارزشمندی فراهم می کند. عدالت آموزشی نیز صرفا به توزیع برابر منابع محدود نمی شود، بلکه مستلزم فراهم کردن فرصت های متناسب با نیازهای متفاوت دانش آموزان، کاهش موانع مشارکت و جلوگیری از بازتولید نابرابری های اجتماعی در مدرسه است. در سطح بین فردی نیز رابطه معلم و دانش آموز، روابط همسالان، ارتباط مدیر با کارکنان و مشارکت خانواده ها، سازوکارهای مهمی برای انتقال حمایت، اعتماد و پذیرش محسوب می شوند. تحلیل تلفیقی نشان می دهد هیچ یک از این مولفه ها به تنهایی قادر به ایجاد محیط یادگیری فراگیر نیستند؛ بلکه اثر واقعی آن ها در تعامل نظام مند با یکدیگر آشکار می شود. فرهنگ عادلانه، روابط محترمانه را تقویت می کند و روابط حمایتگر، اجرای عدالت را برای دانش آموز قابل ادراک می سازد؛ در مقابل، تبعیض، ارتباطات ضعیف و فرهنگ سازمانی اقتدارگرایانه می توانند حتی سیاست های رسمی عدالت آموزشی را بی اثر کنند. بر این اساس، ایجاد محیط یادگیری فراگیر نیازمند رویکردی چندسطحی است که در آن اصلاح فرهنگ مدرسه، توزیع عادلانه فرصت ها، ارتقای شایستگی ارتباطی کارکنان، مشارکت دانش آموزان و توسعه سازوکارهای حمایت اجتماعی به صورت هم زمان دنبال شود. یافته های تحلیلی مقاله می تواند برای مدیران مدارس، معلمان، سیاست گذاران آموزشی و پژوهشگران در طراحی برنامه های ارتقای کیفیت محیط مدرسه و کاهش نابرابری های آموزشی سودمند باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نرجس سادات کاظمی
۱- مدیر متوسطه دوره اول ؛ اداره آموزش و پرورش استان گلستان شهرستان گرگان