تحلیل نقش عدالت آموزشی، دسترسی به فناوری، حمایت مدرسه و فرصت های یادگیری برابر در کاهش شکاف آموزشی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1819

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

شکاف آموزشی یکی از پیچیده ترین مسائل نظام های تعلیم و تربیت معاصر است که تنها از تفاوت در توانایی های فردی دانش آموزان ناشی نمی شود، بلکه در تعامل میان عوامل اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی، خانوادگی، مدرسه ای، فناورانه و آموزشی شکل می گیرد و در طول زمان بازتولید می شود. در چنین شرایطی، عدالت آموزشی را نمی توان صرفا به معنای توزیع یکسان امکانات میان همه دانش آموزان تلقی کرد، بلکه عدالت مستلزم آن است که هر دانش آموز متناسب با نیازها، شرایط و موانع پیش روی خود از منابع، حمایت ها و فرصت های باکیفیت یادگیری برخوردار شود. هدف مقاله حاضر تحلیل پیوند میان چهار مولفه اساسی عدالت آموزشی، دسترسی به فناوری، حمایت مدرسه و فرصت های یادگیری برابر و تبیین نقش مشترک آن ها در کاهش شکاف آموزشی دانش آموزان است. بررسی پژوهش های داخلی نشان می دهد که نابرابری آموزشی در سطوح مختلف دسترسی، فرایند و پیامدهای یادگیری ظاهر می شود و تفاوت در کیفیت معلم، منابع آموزشی، شرایط مدرسه، امکانات دیجیتال، حمایت عاطفی و تحصیلی و امکان مشارکت در فعالیت های یادگیری می تواند به تفاوت پایدار در عملکرد تحصیلی منجر شود. عدالت آموزشی از یک سو چارچوبی برای توزیع عادلانه منابع و فرصت ها فراهم می کند و از سوی دیگر، از طریق تقویت احساس تعلق، انگیزش، مشارکت و خودکارآمدی، سازوکارهای روان شناختی موثر بر یادگیری را فعال می سازد. دسترسی به فناوری نیز در عصر آموزش ترکیبی و دیجیتال به یکی از پیش شرط های مشارکت آموزشی تبدیل شده است؛ بااین حال، صرف برخورداری از ابزار و اینترنت برای کاهش شکاف آموزشی کافی نیست و سواد دیجیتال، کیفیت محتوا، توانمندی معلم و حمایت خانواده نیز تعیین کننده اند. حمایت مدرسه با ایجاد محیط امن، رابطه مثبت معلم و دانش آموز، شناسایی زودهنگام مشکلات و ارائه حمایت های آموزشی و عاطفی، می تواند اثر محرومیت های بیرونی را تعدیل کند. همچنین فرصت های یادگیری برابر زمانی تحقق می یابند که دانش آموزان نه تنها به مدرسه و منابع دسترسی داشته باشند، بلکه از فرصت واقعی برای مشارکت، تمرین، دریافت بازخورد، یادگیری متناسب با نیاز و بهره گیری از فناوری برخوردار باشند. برآیند تحلیل نشان می دهد که کاهش شکاف آموزشی نیازمند مداخله ای چندسطحی و یکپارچه است که توزیع منابع، زیرساخت دیجیتال، کیفیت تدریس، حمایت مدرسه و طراحی فرصت های یادگیری را هم زمان مورد توجه قرار دهد. در این چارچوب، عدالت آموزشی نه نتیجه یک سیاست منفرد، بلکه حاصل هماهنگی پایدار میان سیاست های کلان، مدیریت مدرسه، عملکرد معلمان، مشارکت خانواده و ظرفیت های فناورانه است.

نویسندگان

زهرا شفیعی

۱- دبیر مطالعات دوره متوسطه اول ؛ آموزش و پرورش ناحیه یک قزوین