تحلیل رابطه عدالت دیجیتال، دسترسی به فناوری، سواد دیجیتال، حمایت آموزشی و فرصت های یادگیری با شکاف پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1796
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحول دیجیتال در نظام های آموزشی، مفهوم دسترسی به آموزش باکیفیت را از برخورداری صرف از مدرسه، معلم و کتاب درسی فراتر برده و مجموعه ای از الزامات جدید را در برابر نظام تعلیم و تربیت قرار داده است. در این شرایط، عدالت آموزشی دیگر تنها به توزیع متوازن امکانات فیزیکی محدود نیست، بلکه عدالت در دسترسی به فناوری، کیفیت اتصال، برخورداری از ابزارهای مناسب، توانایی استفاده هدفمند از فناوری، دریافت حمایت آموزشی و امکان بهره گیری واقعی از فرصت های یادگیری دیجیتال را نیز دربرمی گیرد. مسئله اساسی آن است که نابرابری در هر یک از این ابعاد می تواند به تفاوت در کیفیت تجربه یادگیری و در نهایت به شکل گیری یا تشدید شکاف پیشرفت تحصیلی میان دانش آموزان منجر شود. تحلیل پژوهش های داخلی نشان می دهد شکاف دیجیتال در ایران پدیده ای چندبعدی است که از تفاوت های اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی، فرهنگی و آموزشی تاثیر می پذیرد و صرفا با توزیع تجهیزات دیجیتال قابل رفع نیست. پژوهش های انجام شده نشان داده اند که تفاوت میان دانش آموزان در دسترسی به سخت افزار، اینترنت پایدار، محتوای آموزشی باکیفیت و مهارت های دیجیتال می تواند فرصت های یادگیری آنان را به شکل متفاوتی سازمان دهد و در نتیجه، نابرابری های اولیه را به تفاوت در پیامدهای تحصیلی تبدیل کند. در این مقاله، رابطه عدالت دیجیتال، دسترسی به فناوری، سواد دیجیتال، حمایت آموزشی و فرصت های یادگیری با شکاف پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به شیوه تحلیلی و مروری بررسی شده است. تحلیل ادبیات نشان می دهد که این متغیرها مستقل از یکدیگر عمل نمی کنند، بلکه در قالب یک زنجیره علی و تعاملی قابل فهم هستند؛ به این معنا که دسترسی عادلانه شرط اولیه است، سواد دیجیتال ظرفیت تبدیل دسترسی به استفاده موثر را فراهم می کند، حمایت آموزشی امکان استمرار و جهت دهی به استفاده را افزایش می دهد و فرصت های یادگیری مناسب، منابع و ابزارهای دیجیتال را به تجربه آموزشی معنادار تبدیل می کنند. ازاین رو، عدالت دیجیتال را باید فرایندی چندسطحی دانست که از سطح زیرساخت آغاز می شود و تا کیفیت استفاده، مشارکت آموزشی، یادگیری عمیق و پیامدهای تحصیلی امتداد می یابد. نتیجه کلی مقاله آن است که کاهش شکاف پیشرفت تحصیلی در عصر دیجیتال مستلزم گذار از سیاست «توزیع ابزار» به سیاست «تضمین فرصت یادگیری» است؛ سیاستی که در آن زیرساخت، سواد دیجیتال، شایستگی معلم، حمایت خانواده و مدرسه، محتوای باکیفیت و طراحی آموزشی فراگیر به صورت یک نظام یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.کلمات کلیدی : عدالت دیجیتال، دسترسی به فناوری، سواد دیجیتال، حمایت آموزشی، فرصت های یادگیری، شکاف تحصیلی
نویسندگان
مسعود رضائی
۱- هنرآموز ؛ آموزش و پرورش منطقه میانه