تحلیل رابطه برنامه ریزی درسی، مدیریت زمان و خودنظم دهی با موفقیت تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1784
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
موفقیت تحصیلی دانش آموزان حاصل تعامل مجموعه ای از عوامل شناختی، انگیزشی، رفتاری، آموزشی و محیطی است و نمی توان آن را صرفا به توانایی های ذهنی یا کیفیت تدریس معلم فروکاست. در میان عوامل قابل آموزش و مداخله، برنامه ریزی درسی، مدیریت زمان و خودنظم دهی یادگیری از جایگاه ویژه ای برخوردارند؛ زیرا هر سه متغیر به چگونگی سازمان دهی رفتار یادگیری، تعیین هدف، تخصیص منابع، پایش عملکرد و اصلاح مسیر یادگیری مربوط می شوند. برنامه ریزی درسی با ایجاد ساختار برای فعالیت های آموزشی، تعیین توالی و اولویت تکالیف و ایجاد تناسب میان اهداف و فعالیت های یادگیری، زمینه را برای استفاده موثرتر از زمان فراهم می کند. مدیریت زمان نیز با تبدیل اهداف کلی به فعالیت های زمان بندی شده، کاهش اتلاف وقت، کنترل تعلل ورزی و تنظیم نسبت میان مطالعه، استراحت و سایر فعالیت ها، ظرفیت اجرایی برنامه درسی را افزایش می دهد. با این حال، وجود برنامه و زمان بندی به تنهایی تضمین کننده موفقیت نیست؛ زیرا تحقق برنامه مستلزم آن است که دانش آموز بتواند رفتار و فرایندهای شناختی و انگیزشی خود را به صورت مستمر تنظیم کند. از این منظر، خودنظم دهی یادگیری حلقه پیونددهنده برنامه ریزی و مدیریت زمان با عملکرد تحصیلی محسوب می شود. دانش آموز خودنظم گر نه تنها هدف تعیین می کند و برای آن زمان اختصاص می دهد، بلکه میزان پیشرفت خود را می سنجد، راهبردهای یادگیری را تغییر می دهد، عوامل مزاحم را کنترل می کند و در صورت مشاهده فاصله میان عملکرد واقعی و هدف موردنظر، رفتار خود را اصلاح می نماید. شواهد پژوهشی داخلی نیز وجود رابطه مثبت میان برنامه ریزی درسی و پیشرفت تحصیلی، مدیریت زمان و موفقیت تحصیلی و همچنین خودتنظیمی یادگیری و عملکرد تحصیلی را تایید کرده اند. با وجود این، رابطه میان این سه متغیر را باید رابطه ای تعاملی و فرایندی دانست، نه مجموعه ای از روابط مستقل و خطی. برنامه ریزی می تواند جهت رفتار را تعیین کند، مدیریت زمان امکان اجرای آن را فراهم سازد و خودنظم دهی استمرار، پایش و اصلاح رفتار را تضمین کند. بنابراین، رویکرد موثر برای ارتقای موفقیت تحصیلی، آموزش جداگانه هر یک از این مهارت ها نیست، بلکه ایجاد یک نظام یکپارچه برای هدف گذاری، برنامه ریزی، زمان بندی، اجرا، پایش، خودارزیابی و اصلاح عملکرد است. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، ابعاد مفهومی و کاربردی این سه متغیر و سازوکار ارتباط آن ها با موفقیت تحصیلی دانش آموزان را بررسی کرده و بر ضرورت انتقال آموزش این مهارت ها از سطح توصیه های عمومی به سطح برنامه های نظام مند مدرسه ای تاکید می کند.
نویسندگان
مریم خوش روش جیردهی
۱- لیسانس دانشگاه علمی کاربردی واحد یک گیلان ؛ فرهنگی معاون اجرایی مدرسه ؛