تاثیر یادگیری مبتنی بر تجربه، فعالیت های گروهی و بازاندیشی بر رشد مهارت های زندگی و شایستگی های اجتماعی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1749
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی دهه های اخیر نشان داده است که موفقیت دانش آموزان تنها به میزان تسلط آنان بر دانش های موضوعی و محتوای کتاب های درسی وابسته نیست، بلکه توانایی آنان برای برقراری ارتباط موثر، همکاری با دیگران، تصمیم گیری، حل مسئله، مدیریت هیجان، مسئولیت پذیری، سازگاری اجتماعی و مواجهه سازنده با موقعیت های پیچیده نیز بخش مهمی از کیفیت یادگیری و آمادگی برای زندگی را تشکیل می دهد. از این منظر، یادگیری مبتنی بر تجربه، فعالیت های گروهی و بازاندیشی سه مولفه مکمل در طراحی محیط های یادگیری هستند که می توانند فاصله میان «دانستن» و «توانستن» را کاهش دهند. یادگیری مبتنی بر تجربه با قرار دادن دانش آموز در موقعیت های واقعی یا شبه واقعی، فرصت می دهد مفاهیم را از سطح شناختی به سطح عمل انتقال دهد؛ فعالیت های گروهی، یادگیری را در بستر تعامل اجتماعی قرار می دهند و بازاندیشی، تجربه و تعامل را به فهم آگاهانه، اصلاح عملکرد و انتقال یادگیری به موقعیت های جدید تبدیل می کند. بررسی پژوهش های داخلی نشان می دهد که یادگیری مشارکتی با افزایش تعامل، مسئولیت پذیری، ارتباط موثر، احترام به دیدگاه دیگران و تقویت مهارت های اجتماعی همراه است و آموزش مهارت های زندگی نیز می تواند به بهبود سازگاری اجتماعی، مدیریت فشارهای روانی و توانمندسازی دانش آموزان در مواجهه با مسائل فردی و اجتماعی کمک کند. تحلیل این شواهد نشان می دهد که هیچ یک از سه مولفه تجربه، فعالیت گروهی و بازاندیشی به تنهایی تضمین کننده رشد شایستگی های اجتماعی نیستند؛ بلکه اثر اصلی هنگامی شکل می گیرد که این سه در قالب یک چرخه منسجم یادگیری طراحی شوند. تجربه بدون بازاندیشی ممکن است صرفا به انجام فعالیت منجر شود، کار گروهی بدون ساختار ممکن است به تقسیم نابرابر مسئولیت یا سلطه برخی اعضا بینجامد و بازاندیشی بدون تجربه معنادار نیز می تواند به گفت وگویی انتزاعی و کم اثر تبدیل شود. بنابراین، اثربخشی رویکرد مورد بحث به کیفیت طراحی موقعیت یادگیری، نقش هدایتگر معلم، توزیع مسئولیت، فرصت گفت وگو، امنیت روانی، امکان خطا و اصلاح و ارتباط فعالیت ها با مسائل واقعی زندگی وابسته است. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، ابعاد مفهومی و تربیتی این رابطه را بررسی کرده و استدلال می کند که ترکیب تجربه، همکاری و بازاندیشی می تواند مدرسه را از محیطی صرفا انتقال دهنده اطلاعات به محیطی برای تمرین زندگی اجتماعی تبدیل کند. یافته های تحلیلی مقاله بر ضرورت ادغام نظام مند فعالیت های تجربی، گروهی و بازاندیشانه در برنامه درسی و نیز ضرورت ارزیابی شایستگی ها از طریق عملکرد واقعی و مشاهده رفتار تاکید دارد.کلمات کلیدی : یادگیری مبتنی بر تجربه، فعالیت گروهی، بازاندیشی، مهارت های زندگی، شایستگی های اجتماعی، دانش آموزان
نویسندگان
نرجس سادات کاظمی
۱- مدیر متوسطه اول مدرسه رحمتی ؛ اداره آموزش و پرورش استان گلستان شهرستان گرگان