تاثیر فضاهای یادگیری انعطاف پذیر، فناوری آموزشی و تعاملات اجتماعی بر تجربه یادگیری و مشارکت دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1744

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان اجتماعی، فناورانه و آموزشی در دهه های اخیر، تلقی سنتی از کلاس درس به عنوان فضایی ثابت، معلم محور و عمدتا مبتنی بر انتقال یک سویه اطلاعات را با چالش جدی مواجه کرده است. در الگوی جدید یادگیری، کیفیت تجربه دانش آموز از محیط آموزشی، میزان امکان جابه جایی و تغییرپذیری فضای یادگیری، نحوه به کارگیری فناوری های آموزشی و کیفیت روابط اجتماعی موجود در کلاس، به صورت درهم تنیده بر چگونگی حضور، درگیری و مشارکت او اثر می گذارند. فضای یادگیری انعطاف پذیر، صرفا به معنای استفاده از مبلمان متحرک یا ایجاد تنوع در چیدمان نیست، بلکه مفهومی چندبعدی است که قابلیت انطباق محیط فیزیکی و آموزشی با انواع فعالیت های یادگیری، تفاوت های فردی، نیازهای گروهی و شیوه های متنوع تعامل را دربر می گیرد. در کنار آن، فناوری آموزشی زمانی می تواند به بهبود تجربه یادگیری منجر شود که از سطح ابزار نمایش محتوا فراتر رفته و به بستری برای اکتشاف، تولید، ارتباط، بازخورد، همکاری و شخصی سازی یادگیری تبدیل شود. از سوی دیگر، تعاملات اجتماعی میان دانش آموزان و معلم، در شکل دهی به احساس تعلق، امنیت، انگیزش، خودکارآمدی و تمایل به مشارکت نقش اساسی دارد. این مقاله مروری با رویکرد تحلیلی، ارتباط سه حوزه فضای یادگیری انعطاف پذیر، فناوری آموزشی و تعاملات اجتماعی را با تجربه یادگیری و مشارکت دانش آموزان بررسی می کند. یافته های تحلیل منابع نشان می دهد که هیچ یک از سه متغیر مورد مطالعه به صورت منفرد قادر به توضیح کامل کیفیت یادگیری نیستند و اثربخشی واقعی زمانی شکل می گیرد که میان ساختار فضایی، طراحی آموزشی، فناوری و شبکه روابط انسانی نوعی هم افزایی ایجاد شود. فضای انعطاف پذیر با کاهش محدودیت های کالبدی و تسهیل شکل گیری گروه های یادگیری، زمینه استفاده معنادارتر از فناوری و افزایش تعامل را فراهم می سازد؛ فناوری نیز با گسترش دسترسی به منابع و امکان تعامل چندوجهی، فرصت های تازه ای برای مشارکت ایجاد می کند؛ و تعاملات اجتماعی سبب می شود فناوری و فضا از سطح امکانات مادی فراتر رفته و به تجربه ای معنادار، مشارکتی و یادگیرنده محور تبدیل شوند. در نتیجه، بازطراحی محیط های آموزشی باید نه به عنوان پروژه ای صرفا معماری یا فناورانه، بلکه به عنوان فرایندی تربیتی و اجتماعی در نظر گرفته شود که هدف نهایی آن ارتقای کیفیت تجربه یادگیری و افزایش مشارکت اصیل دانش آموزان است.کلمات کلیدی : فضای یادگیری انعطاف پذیر، فناوری آموزشی، تعاملات اجتماعی، تجربه یادگیری، مشارکت دانش آموزان

نویسندگان

زبیده قائدی

۱- معاون آموزشی متوسطه اول دبیرستان هاجر ؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان دشتستان، شهر برازجان