بررسی تاثیر تجربه های موفقیت، بازخورد سازنده و فرصت های جبران بر نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1717

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری یکی از مولفه های مهم در تداوم مشارکت آموزشی، کیفیت درگیری با تکالیف، میزان پشتکار در مواجهه با دشواری و شکل گیری باور نسبت به توانایی یادگیری است. این نگرش در خلا شکل نمی گیرد، بلکه در تعامل میان تجربه های مستقیم یادگیری، شیوه پاسخ گویی معلم به عملکرد دانش آموز، نحوه مواجهه مدرسه با خطا و شکست، و فرصت هایی که برای اصلاح و جبران کاستی های یادگیری فراهم می شود، تحول می یابد. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، رابطه سه سازوکار آموزشی شامل تجربه های موفقیت، بازخورد سازنده و فرصت های جبران را با نگرش دانش آموزان نسبت به یادگیری بررسی می کند. استدلال اصلی مقاله آن است که این سه مولفه را نمی توان مداخلاتی منفک از یکدیگر تلقی کرد؛ تجربه موفقیت بدون بازخورد مناسب ممکن است به یک موفقیت مقطعی و وابسته به شرایط تبدیل شود، بازخورد بدون فرصت اصلاح می تواند به آگاهی از ضعف بدون امکان کنش منجر شود و فرصت جبران بدون تجربه موفقیت و بازخورد راهنما ممکن است صرفا به تکرار فعالیت های ناموفق بینجامد. از این منظر، تاثیر واقعی این سه عامل زمانی آشکار می شود که در قالب یک چرخه یادگیری اصلاحی سازمان یابند؛ چرخه ای که در آن دانش آموز وضعیت فعلی خود را می شناسد، فاصله میان عملکرد موجود و هدف یادگیری را درک می کند، راه اصلاح را دریافت می کند، فرصت دوباره ای برای عمل دارد و در نهایت شواهدی عینی از پیشرفت خود مشاهده می کند. یافته های پژوهش های داخلی نشان می دهد خودکارآمدی، انگیزش پیشرفت، خودتنظیمی و اعتمادبه نفس تحصیلی با کیفیت یادگیری ارتباط دارند و تجربه های موفق و بازخوردهای مناسب می توانند در تقویت این سازوکارها نقش ایفا کنند. در مقابل، بازخورد منفی نامتناسب، اضطراب ناشی از ارزیابی و نظام های ارزشیابی مبتنی بر قضاوت نهایی می توانند نگرش دانش آموز نسبت به یادگیری را تضعیف کنند. بررسی شواهد همچنین نشان می دهد فرصت جبران زمانی بیشترین ظرفیت تربیتی را دارد که خطا را بخشی از فرایند یادگیری تلقی کند، نه نشانه ناتوانی ثابت دانش آموز. برآیند این تحلیل آن است که نگرش مثبت به یادگیری بیش از آنکه محصول تشویق کلامی یا افزایش نمره باشد، نتیجه تجربه مکرر «می توانم پیشرفت کنم» است؛ تجربه ای که از پیوند میان موفقیت قابل مشاهده، بازخورد قابل استفاده و امکان اصلاح عملکرد پدید می آید.

نویسندگان