بررسی نقش یادگیری خودتنظیم، مدیریت زمان، برنامه ریزی درسی، خودکنترلی دیجیتال و هدف گذاری در موفقیت تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1716
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
موفقیت تحصیلی دانش آموزان پدیده ای چندعاملی است که نمی توان آن را صرفا به توانایی شناختی، کیفیت تدریس یا برخورداری از امکانات آموزشی نسبت داد. در سال های اخیر، توجه فزاینده ای به متغیرهایی معطوف شده است که در سطح فردی، نحوه مدیریت فرایند یادگیری و سازمان دهی رفتار تحصیلی دانش آموز را تعیین می کنند. یادگیری خودتنظیم، مدیریت زمان، برنامه ریزی درسی، خودکنترلی دیجیتال و هدف گذاری از جمله سازه هایی هستند که در تعامل با یکدیگر می توانند زمینه انتقال دانش آموز از یادگیرنده ای وابسته و واکنشی به یادگیرنده ای فعال، مسئول و خودراهبر را فراهم کنند. هدف مقاله حاضر، تحلیل نقش این پنج متغیر در موفقیت تحصیلی دانش آموزان و تبیین سازوکارهای ارتباطی میان آن هاست. در این مقاله با رویکرد مروری تحلیلی، پژوهش های فارسی و داخلی مرتبط بررسی و شواهد موجود درباره رابطه خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی، تاثیر مدیریت زمان بر عملکرد آموزشی، نقش هدفمندی و برنامه ریزی در موفقیت، و اهمیت خودکنترلی در محیط دیجیتال تلفیق شده است. شواهد نشان می دهند که یادگیری خودتنظیم، هسته مرکزی این شبکه مفهومی است؛ زیرا دانش آموز را قادر می سازد هدف تعیین کند، فعالیت های آموزشی را برنامه ریزی کند، زمان و منابع را تخصیص دهد، میزان پیشرفت را پایش کند، در برابر عوامل حواس پرت کننده مقاومت نشان دهد و در صورت مشاهده فاصله میان عملکرد واقعی و هدف مورد انتظار، راهبرد خود را اصلاح کند. مدیریت زمان نیز زمانی بیشترین اثر را دارد که از سطح توصیه های کلی درباره «بیشتر درس خواندن» فراتر رود و با اولویت بندی، زمان بندی واقع بینانه، تقسیم تکالیف، کنترل وقفه ها و بازنگری مستمر همراه شود. در این میان، خودکنترلی دیجیتال اهمیت ویژه ای یافته است؛ زیرا محیط های دیجیتال با دسترسی دائمی به شبکه های اجتماعی، سرگرمی و پیام رسان ها، ساختار زمانی مطالعه را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند. از سوی دیگر، هدف گذاری زمانی به موفقیت منجر می شود که اهداف روشن، قابل پیگیری و متناسب با ظرفیت دانش آموز باشند و به برنامه های عملیاتی تبدیل شوند. برآیند شواهد نشان می دهد که این متغیرها مستقل از یکدیگر عمل نمی کنند، بلکه یک نظام به هم پیوسته برای تنظیم رفتار تحصیلی ایجاد می کنند. بنابراین، ارتقای موفقیت تحصیلی مستلزم حرکت از مداخلات تک بعدی به سوی آموزش جامع مهارت های خودتنظیمی، برنامه ریزی، مدیریت زمان، هدف گذاری و سواد و خودکنترلی دیجیتال است.کلمات کلیدی : یادگیری خودتنظیم، مدیریت زمان، برنامه ریزی درسی، خودکنترلی دیجیتال، هدف گذاری، موفقیت تحصیلی
نویسندگان
زهرا فتح آبادی
۱- مدیر ابتدایی ؛ آموزش و پرورش استان قم ناحیه ۴