بررسی نقش هوش مصنوعی، سواد دیجیتال و تفکر انتقادی در بهبود یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1713
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحول شتابان فناوری های دیجیتال و گسترش کاربرد هوش مصنوعی، ماهیت فرایند یاددهی یادگیری را با تغییرات بنیادین مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، یادگیری دیگر صرفا به دریافت و بازتولید اطلاعات محدود نیست، بلکه توانایی جست وجو، ارزیابی، تحلیل، تفسیر و استفاده هدفمند از اطلاعات دیجیتال و نیز قدرت تشخیص اعتبار داده ها و تولید دانش، به مولفه های اساسی موفقیت تحصیلی تبدیل شده اند. در این میان، هوش مصنوعی، سواد دیجیتال و تفکر انتقادی سه سازه به هم پیوسته ای هستند که می توانند از مسیرهای متفاوت اما مکمل بر کیفیت یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان اثر بگذارند. هوش مصنوعی با فراهم کردن امکان شخصی سازی محتوا، ارائه بازخورد سریع، شناسایی نقاط ضعف و قوت یادگیرنده و پشتیبانی از یادگیری خودتنظیم، ظرفیت افزایش اثربخشی آموزشی را دارد. با این حال، استفاده غیرانتقادی و وابستگی بیش از اندازه به ابزارهای هوشمند ممکن است به کاهش تلاش شناختی، تضعیف استقلال فکری و کاهش فرصت های حل مسئله منجر شود. سواد دیجیتال نیز فراتر از توانایی فنی در استفاده از ابزارهاست و شامل توانایی دسترسی، ارزیابی، تولید، ارتباط و استفاده اخلاقی و مسئولانه از اطلاعات دیجیتال می شود. تفکر انتقادی در این میان نقش تنظیم کننده و شناختی مهمی دارد؛ زیرا دانش آموز را قادر می سازد پاسخ ها و اطلاعات ارائه شده توسط فناوری را بدون پذیرش منفعلانه بررسی، مقایسه و اعتبارسنجی کند. بررسی پژوهش های داخلی نشان می دهد که هر یک از این سه مولفه با بهبود ابعاد مختلف یادگیری، خودتنظیمی، مشارکت آموزشی، حل مسئله و عملکرد تحصیلی ارتباط دارد، اما اثر واقعی آنها وابسته به نحوه ادغامشان در محیط آموزشی، شایستگی معلم، زیرساخت مدرسه و کیفیت طراحی آموزشی است. بر این اساس، رویکرد مطلوب آن نیست که هوش مصنوعی جایگزین فرایندهای شناختی دانش آموز یا نقش معلم شود، بلکه باید به عنوان ابزار تقویت کننده یادگیری در کنار سواد دیجیتال و تفکر انتقادی به کار گرفته شود. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی، رابطه میان این متغیرها را بررسی کرده و نشان می دهد که ترکیب هدفمند آنها می تواند زمینه ساز شکل گیری الگویی از یادگیری فعال، خودتنظیم، عمیق و مبتنی بر شواهد در مدارس باشد.کلمات کلیدی : هوش مصنوعی، سواد دیجیتال، تفکر انتقادی، یادگیری دانش آموزان، عملکرد تحصیلی
نویسندگان
زهرا عزتی
۱- دبیر دبیرستان پوراندخت هاشمیان۲ ؛ آموزش وپرورش استان قزوین ناحیه ۱ ؛ شهر محمودآباد نمونه