بررسی نقش هوش مصنوعی، آموزش ترکیبی، یادگیری فعال و تعامل معلم دانش آموز در تحول نظام آموزشی و بهبود تجربه یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1711

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحول شتابان فناوری های دیجیتال، تغییر الگوهای ارتباطی و افزایش تنوع نیازهای یادگیرندگان، نظام های آموزشی را با ضرورت بازاندیشی در شیوه های سنتی آموزش و یادگیری مواجه ساخته است. در این میان، هوش مصنوعی، آموزش ترکیبی، یادگیری فعال و تعامل معلم دانش آموز به عنوان چهار مولفه به هم پیوسته، ظرفیت قابل توجهی برای بازتعریف فرایندهای آموزشی، ارتقای کیفیت یادگیری و بهبود تجربه یادگیرنده دارند. هوش مصنوعی با فراهم کردن امکان تحلیل داده های آموزشی، شخصی سازی محتوا، ارائه بازخورد فوری، شناسایی الگوهای یادگیری و پشتیبانی از تصمیم گیری آموزشی، می تواند نقش فناوری را از یک ابزار انتقال محتوا به یک سامانه پشتیبان یادگیری ارتقا دهد. بااین حال، ارزش آموزشی هوش مصنوعی صرفا در قابلیت های فنی آن خلاصه نمی شود، بلکه به چگونگی ادغام آن با اهداف برنامه درسی، شایستگی حرفه ای معلمان و ویژگی های شناختی و عاطفی یادگیرندگان وابسته است. آموزش ترکیبی نیز با تلفیق ظرفیت های آموزش حضوری و محیط های دیجیتال، امکان انعطاف پذیری، دسترسی مستمر به منابع، یادگیری با سرعت متناسب با نیاز فردی و استمرار ارتباط آموزشی خارج از کلاس را فراهم می کند. در کنار آن، یادگیری فعال با تغییر نقش دانش آموز از دریافت کننده منفعل اطلاعات به مشارکت کننده، مسئله حل کننده و تولیدکننده معنا، زمینه عمیق تر شدن یادگیری و تقویت مهارت های شناختی سطح بالا را فراهم می سازد. در این چارچوب، تعامل معلم دانش آموز همچنان محور اصلی تحول آموزشی باقی می ماند؛ زیرا فناوری به تنهایی قادر به ایجاد معنا، حمایت عاطفی، تشخیص ظرایف ارتباطی و تنظیم مداخلات تربیتی متناسب با موقعیت نیست. بنابراین، تحول واقعی نظام آموزشی هنگامی رخ می دهد که فناوری، روش تدریس و رابطه انسانی در قالب یک الگوی منسجم و یادگیرنده محور ترکیب شوند.مقاله حاضر با رویکردی مروری و تحلیلی، پیوند میان این چهار مولفه را بررسی کرده و نشان می دهد که هوش مصنوعی باید نه جایگزین معلم، بلکه به عنوان زیرساخت هوشمند پشتیبان تصمیم گیری و شخصی سازی یادگیری تلقی شود؛ آموزش ترکیبی باید از سطح تلفیق ساده رسانه ها فراتر رفته و به بازطراحی تجربه یادگیری منجر شود؛ یادگیری فعال باید در مرکز طراحی فعالیت های آموزشی قرار گیرد؛ و تعامل معلم دانش آموز باید به عنوان عنصر انسانی و تنظیم کننده کل نظام حفظ و تقویت شود. برآیند این تحلیل حاکی از آن است که کیفیت تحول آموزشی بیش از آنکه به میزان استفاده از فناوری وابسته باشد، به کیفیت طراحی آموزشی، آمادگی حرفه ای معلمان، عدالت دسترسی، سواد دیجیتال، اخلاق داده و توانایی نظام آموزشی در ایجاد توازن میان هوشمندسازی و انسان محوری وابسته است.کلمات کلیدی : هوش مصنوعی، آموزش ترکیبی، یادگیری فعال، تعامل معلم دانش آموز، تجربه یادگیری

نویسندگان

میترا گل دادی

* نویسنده اول

حامد علی یاری

نویسنده دوم