بررسی نقش حمایت خانواده، آموزش والدین، مهارت های اجتماعی و استقلال فردی در بهبود کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی ذهنی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1706
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی ذهنی مفهومی چندبعدی است که تنها به کاهش نشانه های بالینی یا ارتقای توانایی های شناختی محدود نمی شود، بلکه ابعاد جسمانی، روان شناختی، عاطفی، اجتماعی، آموزشی، خانوادگی و میزان برخورداری کودک از فرصت های مشارکت و خودمختاری را نیز دربرمی گیرد. در این میان، محیط خانواده و شیوه تعامل والدین با کودک، کیفیت آموزش و توانمندسازی آنان، سطح مهارت های اجتماعی و میزان دستیابی کودک به استقلال فردی، از مهم ترین متغیرهایی هستند که می توانند مسیر رشد و سازگاری کودک را تحت تاثیر قرار دهند. هدف مقاله حاضر، بررسی تحلیلی نقش حمایت خانواده، آموزش والدین، مهارت های اجتماعی و استقلال فردی در بهبود کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی ذهنی است. رویکرد مقاله مروری تحلیلی بوده و با تمرکز بر مطالعات فارسی و داخلی مرتبط، پیوند میان عوامل خانوادگی، آموزشی، اجتماعی و عملکردی بررسی شده است. شواهد پژوهشی نشان می دهد حمایت خانواده هنگامی بیشترین اثر را دارد که از شکل حمایت افراطی و وابسته ساز فاصله گرفته و به حمایت توانمندساز، عاطفی، آموزشی و مشارکت محور تبدیل شود. آموزش والدین نیز از طریق افزایش دانش، اصلاح انتظارات، بهبود مهارت های ارتباطی و کاهش رفتارهای ناکارآمد، زمینه یادگیری و تعمیم مهارت های کودک را در محیط طبیعی زندگی فراهم می کند. از سوی دیگر، مهارت های اجتماعی نقش واسطه ای مهمی میان توانایی های فردی و مشارکت اجتماعی ایفا می کنند و می توانند انزوا، وابستگی و مشکلات رفتاری را کاهش دهند. استقلال فردی نیز صرفا انجام مستقل فعالیت های روزمره نیست، بلکه شامل خودمراقبتی، تصمیم گیری، حل مسئله، خودتنظیمی، مسئولیت پذیری و برخورداری از فرصت انتخاب است. تحلیل شواهد نشان می دهد که این چهار حوزه به صورت جداگانه عمل نمی کنند، بلکه در یک نظام تعاملی و چندسطحی بر کیفیت زندگی اثر می گذارند؛ به گونه ای که حمایت خانواده زمینه آموزش را فراهم می کند، آموزش والدین کیفیت این حمایت را ارتقا می دهد، مهارت های اجتماعی امکان مشارکت کودک را افزایش می دهند و استقلال فردی حاصل نهایی فرایند توانمندسازی است. بنابراین، بهبود کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی ذهنی مستلزم گذار از رویکردهای صرفا مراقبتی به سمت الگوهای خانواده محور، مشارکت محور، مهارت محور و مبتنی بر خودتعیین گری است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فهیمه بلورکان جهانتیغ
نویسنده اول
فائزه بلورکان جهانتیغ
نویسنده دوم