تحلیل تاثیر یادگیری مبتنی بر تجربه، مسئله های واقعی و فعالیت های معنادار بر انتقال آموخته ها به زندگی روزمره
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1673
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
یکی از مسائل اساسی در نظام های آموزشی، فاصله میان «دانستن» و «توانستن» است؛ به این معنا که یادگیرنده ممکن است مفاهیم و اطلاعات را در محیط آموزشی به درستی بازشناسی یا بازتولید کند، اما نتواند همان آموخته ها را در موقعیت های واقعی زندگی به کار گیرد. از این منظر، کیفیت یادگیری را نمی توان صرفا با میزان یادآوری مطالب درسی سنجید، بلکه توانایی انتقال دانش، مهارت و راهبردهای آموخته شده به موقعیت های جدید، یکی از شاخص های مهم یادگیری عمیق و پایدار محسوب می شود. مقاله حاضر با هدف تحلیل تاثیر یادگیری مبتنی بر تجربه، مواجهه با مسئله های واقعی و مشارکت در فعالیت های معنادار بر انتقال آموخته ها به زندگی روزمره تدوین شده است. در این مرور تحلیلی، پژوهش های فارسی مرتبط با یادگیری تجربی، فعالیت محوری، یادگیری مبتنی بر پروژه، حل مسئله، یادگیری مفهومی، انگیزش، خودکارآمدی و کاربرد دانش در موقعیت های واقعی مورد توجه قرار گرفته اند. تحلیل شواهد نشان می دهد که تجربه عملی به تنهایی تضمین کننده انتقال یادگیری نیست؛ بلکه زمانی بیشترین اثر را دارد که تجربه با مسئله ای واقعی یا شبه واقعی پیوند بخورد، یادگیرنده فرصت تفسیر و بازاندیشی درباره تجربه خود را پیدا کند، دانش نظری برای تبیین تجربه در دسترس باشد و فعالیت آموزشی به موقعیتی فراتر از کلاس امتداد یابد. یافته ها همچنین نشان می دهند که یادگیری تجربی از طریق افزایش درگیری شناختی، ایجاد فرصت آزمون و خطا، تقویت حل مسئله، افزایش احساس شایستگی و ایجاد پیوند میان محتوای درسی و تجربه زیسته، زمینه مناسب تری برای کاربرد آموخته ها فراهم می کند. در مقابل، فعالیت های عملی فاقد هدف شناختی روشن یا پروژه هایی که صرفا به تولید یک محصول محدود می شوند، ممکن است مشارکت ایجاد کنند اما الزاما به انتقال یادگیری منجر نشوند. مسئله واقعی زمانی به عامل انتقال تبدیل می شود که از سطح یک موقعیت جذاب فراتر رفته و دانش آموز را وادار کند از مفاهیم درسی برای تحلیل، تصمیم گیری، پیش بینی و اصلاح عملکرد استفاده کند. بر همین اساس، انتقال آموخته ها را باید پیامد تعامل میان کیفیت تجربه، معناداری فعالیت، ساختار دانش، خودکارآمدی، بازخورد و ویژگی های محیط جدید دانست. نتیجه کلی مرور آن است که طراحی آموزشی موثر برای زندگی روزمره نیازمند عبور از آموزش صرف محتوا و حرکت به سمت تجربه های هدفمند، مسئله محور و قابل تعمیم است؛ رویکردی که در آن یادگیرنده نه فقط پاسخ صحیح، بلکه منطق استفاده از دانش در شرایط متغیر را می آموزد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آزاده فولادوند
نویسنده اول