بررسی موانع اجرای آموزش ترکیبی (فناوری محور و حضوری) از دیدگاه معلمان، معاونان و مدیران مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1666

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

آموزش ترکیبی به عنوان رویکردی تلفیقی، تلاش می کند ظرفیت های آموزش حضوری و فناوری محور را در یک نظام یاددهی یادگیری منسجم به یکدیگر پیوند دهد. برخلاف برداشت تقلیل گرایانه ای که آموزش ترکیبی را صرفا به استفاده هم زمان از کلاس حضوری و ابزارهای دیجیتال فرو می کاهد، تحقق واقعی آن مستلزم بازطراحی نقش معلم، شیوه سازمان دهی زمان و مکان یادگیری، طراحی آموزشی، ارزشیابی، مدیریت مدرسه، زیرساخت های فناورانه و فرهنگ سازمانی است. در این میان، دیدگاه معلمان، معاونان و مدیران مدارس اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا اجرای آموزش ترکیبی در سطح مدرسه نه فقط به وجود تجهیزات، بلکه به میزان آمادگی، پذیرش، مهارت، انگیزش و همکاری کنشگران اصلی وابسته است. هدف مقاله حاضر، تحلیل و تلفیق موانع اجرای آموزش ترکیبی در مدارس با تاکید بر ادراک سه گروه اصلی معلمان، معاونان و مدیران است. رویکرد مقاله مروری تحلیلی بوده و بر مطالعات فارسی داخلی مرتبط با فناوری آموزشی، مدارس هوشمند، یادگیری الکترونیکی، رهبری فناوری، شایستگی حرفه ای معلمان، مدیریت مدرسه و عدالت آموزشی استوار است. یافته های تحلیلی نشان می دهد موانع اجرای آموزش ترکیبی ماهیتی چندسطحی دارند و نمی توان آن ها را به کمبود سخت افزار یا ضعف اینترنت محدود کرد. در سطح زیرساختی، نابرابری دسترسی، کیفیت اتصال، کمبود تجهیزات و ضعف پشتیبانی فنی از موانع اصلی اند؛ در سطح حرفه ای، ضعف شایستگی های دیجیتال و طراحی آموزشی، کمبود فرصت توانمندسازی و افزایش بار کاری معلمان اهمیت دارد؛ در سطح مدیریتی، ضعف رهبری فناوری، نبود برنامه راهبردی، تمرکزگرایی و فقدان سازوکار ارزیابی و پشتیبانی از عوامل تعیین کننده محسوب می شوند. همچنین، ناهمخوانی میان برنامه درسی سنتی و الزامات آموزش ترکیبی، ابهام در ارزشیابی، ضعف فرهنگ همکاری و تفاوت سرمایه فناورانه خانواده ها و دانش آموزان، اجرای این رویکرد را دشوار می کند. برآیند مطالعات نشان می دهد آموزش ترکیبی زمانی می تواند از یک سیاست فناورانه به یک الگوی پایدار آموزشی تبدیل شود که مدرسه به عنوان یک نظام اجتماعی آموزشی، هم زمان در ابعاد فناورانه، حرفه ای، مدیریتی، برنامه درسی و فرهنگی تحول یابد. بنابراین، سیاست گذاری برای آموزش ترکیبی باید به جای تمرکز صرف بر تامین تجهیزات، بر ایجاد ظرفیت مدرسه، توسعه شایستگی حرفه ای معلمان و مدیران، کاهش شکاف دیجیتال، بازطراحی برنامه درسی و استقرار نظام پشتیبانی مستمر متمرکز شود.کلمات کلیدی : آموزش ترکیبی، یادگیری ترکیبی، فناوری آموزشی، معلمان، رهبری فناوری، موانع اجرای آموزش

نویسندگان

منا زارع یزدی

۱- معلم مقطع ابتدایی اداره آموزش و پرورش رشت ناحیه ۲