بررسی فلسفی تاثیر وابستگی دانش آموزان به ابزارهای هوش مصنوعی بر شکل گیری تفکر انتقادی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1662

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

وابستگی دانش آموزان به ابزارهای هوش مصنوعی، مسئله ای فلسفی است که مرزهای شناخت، عاملیت انسانی و ماهیت تفکر را در عصر دیجیتال به چالش می کشد. این مقاله با رویکرد فلسفی-تحلیلی به بررسی تاثیر وابستگی به ابزارهای هوش مصنوعی بر شکل گیری تفکر انتقادی در دانش آموزان می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تاثیر هوش مصنوعی بر تفکر انتقادی، ذاتی و یک سویه نیست، بلکه وابسته به «چگونگی تعامل» با آن است. مفهوم «حلقه های شناختی» نشان می دهد که تعامل با هوش مصنوعی می تواند به تقویت تفکر انتقادی بینجامد، به شرط آنکه دانش آموزان نقش فعالی در ارزیابی و تایید خروجی های آن داشته باشند. در مقابل، وابستگی به هوش مصنوعی به عنوان «عصای فکری» با کاهش «هشیاری فراشناختی» و «تنبلی متا شناختی» همراه است. از منظر فلسفه ی تعلیم و تربیت، رویکرد پراگماتیستی دیویی بر یادگیری از طریق کنش و کاوش تاکید دارد و هوش مصنوعی زمانی در خدمت تفکر انتقادی است که خود به موضوع کاوش تبدیل شود، نه مرجع پاسخ ها. مقاله با ارائه ی تمایز میان «همکاری شناختی» و «واگذاری شناختی» و تاکید بر طراحی آموزشی مبتنی بر تایید و توجیه، چارچوبی فلسفی برای مواجهه با چالش های هوش مصنوعی در آموزش ارائه می دهد.واژگان کلیدی: تفکر انتقادی، هوش مصنوعی، وابستگی شناختی، فلسفه ی آموزش، حلقه های شناختی، پراگماتیسم، عاملیت انسانی.

نویسندگان