بررسی تاثیر یادگیری پروژه محور، بازی وارسازی، یادگیری مشارکتی و فناوری های تعاملی بر خلاقیت، حل مسئله و مهارت های اجتماعی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1650

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان اجتماعی، علمی و فناورانه در دهه های اخیر، مفهوم یادگیری مدرسه ای را از انتقال و بازتولید اطلاعات به سمت شکل گیری شایستگی های شناختی، اجتماعی و عملکردی سوق داده است. در چنین شرایطی، خلاقیت، حل مسئله و مهارت های اجتماعی دیگر دستاوردهای جانبی آموزش محسوب نمی شوند، بلکه بخشی از اهداف اساسی تعلیم و تربیت برای آماده سازی دانش آموزان جهت مواجهه با مسائل پیچیده فردی، تحصیلی و اجتماعی به شمار می روند. مسئله اساسی آن است که الگوهای آموزشی حافظه محور و معلم محور، اگرچه ممکن است در انتقال بخشی از دانش صریح کارآمد باشند، الزاما فرصت کافی برای تجربه، اکتشاف، گفت وگو، تصمیم گیری، تولید ایده، همکاری و مواجهه با موقعیت های واقعی فراهم نمی کنند. از این منظر، یادگیری پروژه محور، بازی وارسازی، یادگیری مشارکتی و فناوری های تعاملی را می توان چهار مسیر مکمل برای بازطراحی تجربه یادگیری دانست. هدف مقاله حاضر، بررسی تحلیلی ظرفیت این چهار رویکرد در تقویت خلاقیت، مهارت حل مسئله و مهارت های اجتماعی دانش آموزان است. شواهد پژوهش های داخلی نشان می دهد که یادگیری پروژه محور از طریق قرار دادن دانش آموز در موقعیت های واقعی و مسئله مدار، زمینه مناسبی برای تفکر واگرا، ایده پردازی، برنامه ریزی، آزمون راه حل ها و انتقال دانش فراهم می سازد. بازی وارسازی نیز با استفاده هدفمند از عناصر بازی، بازخورد، چالش و مشارکت، می تواند درگیری تحصیلی و انگیزش را افزایش دهد و در صورت طراحی آموزشی مناسب، از مسیر افزایش مشارکت شناختی به خلاقیت و حل مسئله کمک کند. یادگیری مشارکتی بیش از سایر رویکردها مستقیما با مهارت های اجتماعی ارتباط دارد، زیرا یادگیرنده را در شبکه ای از تعامل، مذاکره، مسئولیت پذیری، گوش دادن، همدلی و تصمیم گیری مشترک قرار می دهد. فناوری های تعاملی نیز با فراهم کردن محیط های چندحسی، شبیه سازی شده و قابل دستکاری، ظرفیت ایجاد تجربه های یادگیری اکتشافی و شخصی سازی شده را دارند؛ با این حال، اثر آن ها به خود فناوری وابسته نیست و به کیفیت طراحی آموزشی، شایستگی معلم، دسترسی برابر و تناسب فناوری با هدف یادگیری بستگی دارد. تحلیل تلفیقی یافته ها نشان می دهد که بیشترین ظرفیت تربیتی زمانی ایجاد می شود که این رویکردها به صورت جداگانه و جزیره ای به کار نروند، بلکه در قالب یک طراحی آموزشی منسجم ترکیب شوند؛ به گونه ای که پروژه، مسئله واقعی را ایجاد کند، فناوری امکان اکتشاف و شبیه سازی را فراهم سازد، بازی وارسازی استمرار مشارکت و بازخورد را تقویت کند و یادگیری مشارکتی فرایند گفت وگو و تولید جمعی راه حل را سازمان دهد.

نویسندگان

وحید عبدبافتوت

۱- هنرآموز الکتروتکنیک ؛ اداره آموزش پرورش شهرستان مهربان استان آذربایجان شرقی