بررسی تاثیر فرهنگ یادگیری، پذیرش خطا و بازاندیشی بر رشد شناختی و آموزشی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1646
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
رشد شناختی و آموزشی دانش آموزان تنها پیامد انتقال اطلاعات و آموزش مستقیم محتوای درسی نیست، بلکه در تعامل پیچیده میان محیط یادگیری، کیفیت تجربه های آموزشی، شیوه مواجهه دانش آموز با خطا، فرصت های بازاندیشی و میزان مشارکت فعال او در فرایند یادگیری شکل می گیرد. فرهنگ یادگیری حاکم بر مدرسه و کلاس درس می تواند تعیین کند که دانش آموز یادگیری را فرایندی برای کشف، آزمون، اصلاح و توسعه فهم تلقی کند یا آن را صرفا مسیری برای دستیابی به پاسخ درست و اجتناب از اشتباه بداند. در این میان، پذیرش خطا به معنای مشروعیت بخشی به اشتباه و بی توجهی به کیفیت عملکرد نیست، بلکه به معنای تبدیل خطا از یک نشانه شکست به داده ای برای تشخیص، تحلیل و اصلاح فرایند شناختی است. بازاندیشی نیز با ایجاد فاصله میان تجربه و قضاوت فوری درباره آن، امکان بررسی چرایی موفقیت یا ناکامی، شناسایی پیش فرض ها، ارزیابی راهبردهای ذهنی و اصلاح تصمیم های یادگیری را فراهم می کند. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، رابطه میان فرهنگ یادگیری، پذیرش خطا و بازاندیشی را با رشد شناختی و آموزشی دانش آموزان بررسی می کند. تحلیل پژوهش های داخلی نشان می دهد که یادگیری فعال، مشارکتی، خودتنظیمی، فراشناخت و روش های نوین تدریس، هنگامی که در محیطی حمایتگر و مشارکت محور اجرا شوند، ظرفیت دانش آموز را برای پردازش عمیق تر اطلاعات، حل مسئله، تفکر انتقادی، خودتنظیمی و انتقال آموخته ها افزایش می دهند. پژوهش های انجام شده در زمینه خودتنظیمی نیز نشان داده اند که راهبردهای شناختی و فراشناختی با یادگیری دانش آموزان ارتباط دارند و آموزش رویکردهای فعال و مغزمحور می تواند به بهبود توجه و خودتنظیمی تحصیلی منجر شود. از سوی دیگر، یادگیری مشارکتی با ایجاد فرصت مواجهه با دیدگاه های متفاوت، امکان اصلاح برداشت ها و تقویت تفکر انتقادی را افزایش می دهد. برآیند این تحلیل نشان می دهد که فرهنگ یادگیری، پذیرش خطا و بازاندیشی را باید اجزای جداگانه و مستقل ندانست؛ بلکه این سه مفهوم در قالب یک چرخه یادگیری سازنده به یکدیگر متصل اند. در چنین چرخه ای، دانش آموز تجربه می کند، خطا یا موفقیت خود را بررسی می کند، درباره راهبردهای خود می اندیشد، بازخورد دریافت می کند، راهبرد خود را اصلاح می نماید و مجددا وارد فرایند یادگیری می شود. بنابراین، مدرسه ای که خطا را قابل بررسی، پرسشگری را ارزشمند، بازخورد را اصلاح کننده و بازاندیشی را بخشی از یادگیری می داند، زمینه مناسب تری برای رشد شناختی، استقلال یادگیری و پیشرفت آموزشی دانش آموزان فراهم می کند.کلمات کلیدی : فرهنگ یادگیری، پذیرش خطا، بازاندیشی، رشد شناختی، یادگیری دانش آموزان
نویسندگان
ندا آشنا
۱- دانشجوی ترم ۵ کارشناسی علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان یزد