خوانش نشانه شناسی داستان المهارشه زکریا تامر بر اساس نظریه ریفات ربا رویکرد معنازایی متن

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLACSCO02_032

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

نشانه شناسی مایکل ریفاتر با عبور از رویکردهای سنت گرای مبتنی بر بازنمایی بر فرآیند دلالت پردازی تمرکز دارد و متن ادبی را نه به مثابه بازتاب واقعیت بیرونی بلکه به عنوان نظامی خودبسنده از نشانه ها می بیند که از طریق تضاد و ناهنجاری معنا را تولید می کند. داستان «المهارشه» اثر زکریا تامر نمونه ای برجسته از روایت های مدرن عربی است که با زبانی گزنده و فضایی گروتسک، فروپاشی ارزش های اخلاقی و سلطه ی بی چون وچرای قدرت و ثروت را در زیست جهانی به نام «حاره قویق» به تصویر می کشد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی لایه های پنهان این اثر، ابتدا به «خوانش اکتشافی» متن پرداخته و پس از شناسایی گسست های معنایی در مرحله ی «خوانش پس کنشانه» به بازسازی نظام دلالتی داستان مبادرت ورزیده است. در این فرآیند ابتدا نادستوری های متن که در قالب رفتارهای نامتعارف و زبان شیءواره تجلی یافته اند استخراج شده و سپس «انباشت»ها و «منظومه های توصیفی» حول محورهای خشونت نهادینه، عدالت نمایشی و کالایی شدن انسان شناسایی گردیده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که متن از طریق «هیپوگرام های نهفته و حقیقی» خواننده را از سطح ناهنجاری های زبانی به سوی «ماتریس» اصلی اثر هدایت می کند؛ هسته ای زایا که بر استحاله ی حقیقت در مسلخ قدرت و کالا استوار است. نتایج نهایی این تحلیل نشانه شناختی، پرده از این واقعیت برمی دارد که در جهان داستانی تامر، تمامی عناصر روایی در خدمت بازنمایی یک نظام بیدادگر هستند که در آن حقیقت نه یک امر مکشوف بلکه محصولی است که با زبان دشنام و سکه های نجیب بیگ ها ساخته و پرداخته می شود.

نویسندگان

محمد صالح شریفی

دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه سیستان و بلوچستان

بتول محسنی راد

استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه سیستان و بلوچستان

علی نسب محمد مقامی

دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه سیستان و بلوچستان

عبدالواحد کرد راجی

دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه سیستان و بلوچستان