استانداردسازی زبانی و قدرت فرهنگی در گفتمان ویراستاری فارسی؛ تحلیلی انتقادی (بر اساس مدل سه سطحی نورمن فرکلاف)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HUCONF06_204

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی بر اساس مدل سه سطحی نورمن فرکلاف به بررسی سازوکارهای زبانی و فرهنگی در گفتمان ویراستاری فارسی می پردازد. هدف، تبیین نحوه بازنمایی مفاهیمی چون «درست نویسی»، «زبان معیار» و «فرهنگ رسمی» در منابع آموزشی و نظری ویراستاری است و اینکه چگونه این مفاهیم، روابط قدرت و مرزهای فرهنگی را بازتولید می کنند. هدف از این پژوهش: تبیین رابطه میان ویراستاری و بازتولید قدرت فرهنگی در ایران و تحلیل نحوه بازنمایی مفاهیم «درست نویسی» و «زبان معیار» در متون آموزشی ویراستاری و شناسایی ارزش ها و ایدئولوژی های زبانی نهفته در گفتمان ویراستاری است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی (کتابخانه ای) تهیه شده و سعی دارد به چهار پرسش زیر پاسخ دهد: ۱. گفتمان ویراستاری فارسی چگونه مفاهیم زبان معیار و درست نویسی را بازنمایی می کند؟ ۲. چه ارزش ها و ایدئولوژی های فرهنگی در پس این بازنمایی ها قرار دارد؟ ۳. در منابع ویراستاری، چه تقابل های معنایی و ارزشی (درست/نادرست، رسمی/عامیانه...) بازتولید می شود؟ ۴. ویراستار چگونه به عنوان کنشگر فرهنگی در تولید معنا و قدرت ایفای نقش می کند؟ به منظور پاسخ به این پرسش ها؛ داده های پژوهش از طریق جمع آوری و بررسی متون آموزشی و شیوه نامه های ویراستاری فارسی گردآوری شده و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی (Critical Discourse Analysis) و چارچوب نظری نورمن فرکلاف مورد تحلیل قرار گرفته اند. در این تحلیل، سه سطح پیشنهادی فرکلاف—سطح متن (Text)، سطح گفتمانی-عملی (Discursive Practice) و سطح کنش اجتماعی (Social Practice)—برای شناسایی نحوه بازنمایی مفاهیم زبانی و فرهنگی، ارزیابی ارزش ها و ایدئولوژی ها و بررسی نقش ویراستار به عنوان کنشگر فرهنگی به کار گرفته شده اند. نتایج پیش بینی شده نشان می دهد که ویراستاری نه تنها به اصلاح خطاهای زبانی محدود نمی شود، بلکه از طریق تاکید بر درست نویسی و زبان معیار، نقش مهمی در بازتولید ارزش ها و هژمونی فرهنگی رسمی ایفا می کند. این بازنمایی ها، سرمایه زبانی و فرهنگی را به مخاطبان منتقل می کند و نشان می دهد که ویراستار به عنوان یک عامل فعال، در شکل دهی به هنجارهای زبانی و فرهنگی و تثبیت مرزهای معنایی و ارزشی جامعه نقش دارد. چنین تحلیلی، علاوه بر تبیین سازوکارهای زبانی-فرهنگی در گفتمان ویراستاری، می تواند راهنمایی برای تربیت ویراستارانی آگاه به ابعاد فرهنگی و اجتماعی کارشان باشد و اهمیت تحلیل انتقادی منابع آموزشی و شیوه نامه ها در فهم روابط قدرت و ایدئولوژی های نهفته در زبان را برجسته می سازد. این پژوهش می کوشد تا از رهگذر نگاهی انتقادی، جایگاه ویراستار را به عنوان کنشگر فرهنگی بازخوانی کند.

نویسندگان

اکرم مبارکی

دانشجوی دکترای زبان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب