بررسی نقش معلمان در اجرای سیاست های آموزشی و تاثیر آن بر کیفیت فرایند یادگیری دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AIITLAETMES01_444
تاریخ نمایه سازی: 18 شهریور 1405
چکیده مقاله:
سیاست های آموزشی به عنوان اسکلت بندی نظام های تعلیم و تربیت، نقشی محوری در تعیین مسیر توسعه فردی و اجتماعی ایفا می کنند و در این میان، معلم به عنوان عامل اصلی و عملیاتی اجرای این سیاست ها، کانون توجه هرگونه تحول یا رکود در نظام آموزشی محسوب می شود؛ این پژوهش با هدف واکاوی عمیق رابطه متقابل میان چارچوب های کلان سیاست گذاری آموزشی و عملکرد روزمره، تعاملات، و جایگاه حرفه ای معلمان در بستر نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران انجام شده است، که در این مسیر، با اتخاذ رویکردی کیفی و ترکیبی، داده های لازم از طریق مطالعه اسناد بالادستی، مصاحبه های عمیق با مدیران و معلمان، و پیمایش های میدانی جمع آوری گردید تا شکاف های موجود میان متن سیاست ها و واقعیت کلاس درس شناسایی شود، به ویژه آنکه سیاست های نوسازی آموزشی، چه تاثیری بر استقلال حرفه ای، فرسودگی شغلی، میزان مشارکت معلمان در تصمیم گیری های تربیتی، و انطباق محتوای درسی با نیازهای تحول آفرین قرن بیست و یکم داشته اند؛ یافته های اولیه حاکی از آن است که اگرچه سیاست ها اغلب بر ارتقاء کیفیت و عدالت آموزشی تاکید دارند، اما ضعف در انتقال موثر، عدم تخصیص منابع کافی برای توانمندسازی معلمان در اجرای سیاست های جدید، و فقدان مکانیسم های بازخورد دوسویه، موجب شده است تا تاثیر مطلوب این سیاست ها در سطح کلاس های درس به نحو شایسته محقق نگردد و معلمین اغلب با بار انطباق های متعدد و متناقض مواجه شوند که این امر مستقیما بر انگیزه درونی، خلاقیت تدریس، و در نهایت، کیفیت یادگیری دانش آموزان سایه افکنده است؛ لذا، این تحقیق ضرورت بازنگری در نحوه تدوین، ابلاغ و اجرای سیاست ها را برجسته می سازد و پیشنهاد می دهد که در تدوین سیاست های آتی، رویکرد مشارکتی تری اتخاذ شود و نقش معلم از صرفا مجری به شریک فعال در طراحی و اصلاح فرآیندهای آموزشی ارتقا یابد تا انطباق پذیری سیاست ها با محیط پویا و متغیر کلاس درس تضمین شده و اثربخشی آموزش و پرورش به شکل پایدار افزایش یابد و درک ما از پارادایم های نوین آموزشی، که معلم را در مرکز نوآوری و اجرا می بیند، مستحکم تر گردد و چالش های ساختاری پیش روی توسعه حرفه ای معلمان که مستقیما از عدم هماهنگی سیاست ها نشات می گیرد، مورد توجه قرار گیرد و در نهایت، این پژوهش چارچوبی نظری برای فهم بهتر این دینامیک پیچیده ارائه می دهد که می تواند مبنایی برای سیاست گذاران آینده باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بهناز قنبرپور
* نویسنده اول
بهروز قنبرپور
نویسنده دوم
شهلا قنبرپور
نویسنده سوم
بتول وکیلی
نویسنده چهارم
شیدا قنبرپور
نویسنده پنجم