کاربرد نظریه گراف و مدل سازی ریاضی در تحلیل شبکه روابط شخصیت ها در متون داستانی و شاهنامه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1629

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحلیل متون ادبی از طریق ابزارهای بین رشته ای، چشم اندازهای نوینی را در فهم ساختار عمیق روایت و الگوی تعامل شخصیت ها پدید آورده است. نظریه گراف و علوم شبکه به عنوان ابزارهای مدل سازی ریاضی، امکان تبدیل شبکه های پیچیده روابط انسانی در متون داستانی را به داده های کمی قابل سنجش فراهم می سازند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی کاربرد نظریه گراف و شاخص های ریاضی شبکه در تحلیل ساختاری متون داستانی با تمرکز بر داستان های شاهنامه فردوسی انجام شده است. روش تحقیق در این مقاله، کیفی و تحلیلی توصیفی بر پایه مدل سازی ریاضی و علوم شبکه است که در آن، شخصیت های داستانی به عنوان گره ها و تعاملات میان آنان به عنوان یال های گراف تعویض پذیر یا جهت دار مدلسازی شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که به کارگیری شاخص های سنجش مرکزیت نظیر مرکزیت درجه، مرکزیت درجه مابینی، مرکزیت نزدیکی و مرکزیت بردار ویژه، نقش های پنهان شخصیت ها، کانون های قدرت، تقارن ها و ناهمگرایی های روایی را با دقت ریاضی آشکار می سازد. در شاهنامه فردوسی، تحلیل شبکه ای داستان های پیرامون رستم، اسفندیار و سیاوش نشان می دهد که تلاقی گره های واسطه ای و سنجش تراکم شبکه، ساختار قطبی شده جنگ های ایران و توران و چگونگی تحول نقش های کنش گران را در سیر روایی تبیین می کند. این الگوی ریاضی علاوه بر ارتقای تحلیل های ساختارگرایانه ادبی، ابزاری دقیق برای بازشناسی پیرنگ های پیچیده و تبارشناسی شخصیت ها در ادبیات حماسی محسوب می شود.

نویسندگان

زهرا امینی

لیسانس ریاضی،دبیرستان شهیده قزوینی

سیمین ساعدی

لیسانس ادبیات دبیرستان شهیده قزوینی