تحلیل جامعه شناختی مفهوم تنهایی و بیگانگی انسان معاصر در ادبیات فارسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 81
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1456
تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تنهایی و بی گانگی به عنوان دو مقوله ی بنیادین در تجربه ی زیسته ی انسان معاصر، در ادبیات فارسی بازتابی عمیق و چندلایه یافته اند. این مقاله با رویکردی جامعه شناختی و به شیوه ی کتابخانه ای، به واکاوی نمودهای این دو مفهوم در آثار شاخص شعر و نثر فارسی از دوره ی مشروطه تا امروز می پردازد. استدلال اصلی آن است که ادبیات فارسی نه تنها آیینه ی تمام نمای رنج فردی مدرن در مواجهه با سنت زدایی و شتاب زدگی است، بلکه خود به مثابه ی کنشی اجتماعی، روایتگر دگردیسی پیوندهای عاطفی و معنایی در جامعه ی ایران نیز می باشد. این بررسی نشان می دهد که شاعران و نویسندگان، از نیما تا شاملو و از صادق هدایت تا محمود دولت آبادی، هر یک به زبانی خاص، بحران هویت، فقدان گفت وگوی اصیل و حس غربت در وطن را تصویر کرده اند. تنهایی در این آثار، گاه به مثابه ی فضیلتی اگزیستانسیال و گاه به عنوان آسیب شناسی ساختارهای قدرت و سرکوب ظاهر می شود. بی گانگی نیز نه صرفا حالتی روان شناختی، که محصول تضاد میان ارزش های بازمانده از گذشته و الزامات جهان جدید است. در نهایت، این مقاله نتیجه می گیرد که ادبیات فارسی با خلق فضایی برای روایت این تجارب، کارکردی انتقادی و درمان بخش دارد و می تواند چشم اندازی برای بازاندیشی در نسبت انسان با خود، دیگری و جامعه فراهم آورد.واژگان کلیدی: تنهایی، بی گانگی، ادبیات فارسی، جامعه شناسی ادبیات، انسان معاصر، نقد فرهنگی.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ندا خطائی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش ویرایش و نگارش دانشگاه پیام نور، مترجم و ویراستار کتاب