دیجیتالی شدن آموزش و بازتولید شکاف طبقاتی؛ تحلیل براساس نظریه بوردیو

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1441

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل دیجیتالی شدن آموزش و بازتولید شکاف طبقاتی بر اساس نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو در مدارس متوسطه شهر تهران انجام شده است. این مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی و کیفی و با تاکید بر مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل محتوای مضمونی انجام گردید و جامعه آماری آن شامل تمامی معلمان، دانش آموزان و والدین مدارس متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. یافته ها نشان داد که دیجیتالی شدن آموزش، اگرچه فرصت های جدیدی را برای یادگیری فراهم کرده است، اما به طور همزمان به بازتولید و تشدید شکاف طبقاتی در نظام آموزشی منجر شده است و از میان مولفه های مختلف سرمایه فرهنگی بوردیو، سرمایه فرهنگی تجسم یافته (مهارت ها و عادت های دیجیتال) و سرمایه فرهنگی عینی (دسترسی به ابزارها و منابع دیجیتال) قوی ترین نقش را در تبیین شکاف دیجیتال و نابرابری آموزشی ایفا کرده اند و سرمایه فرهنگی نهادی (مدارک تحصیلی و مدارس محل تحصیل) نیز به عنوان یک عامل تشدیدکننده، نقش مهمی در بازتولید این شکاف داشته است و این یافته، نشان دهنده آن است که خانواده های دارای سرمایه فرهنگی بالاتر، با انتقال مهارت های دیجیتال و فراهم کردن دسترسی به ابزارهای فناورانه، مزیت قابل توجهی برای فرزندان خود در محیط های آموزشی دیجیتال ایجاد می کنند و این مزیت، به نوبه خود، به عملکرد تحصیلی بهتر و دستیابی به موقعیت های اجتماعی بالاتر منجر می شود و از این طریق، چرخه بازتولید نابرابری در نظام آموزشی تداوم می یابد. همچنین نتایج حاکی از آن است که دیجیتالی شدن آموزش از طریق سه مکانیسم اصلی به بازتولید شکاف طبقاتی منجر می شود: نخست، تفاوت در دسترسی به زیرساخت های فناورانه (شکاف دسترسی)، دوم، تفاوت در مهارت های استفاده از فناوری (شکاف مهارتی)، و سوم، تفاوت در عادت های مصرف محتوای دیجیتال (شکاف مصرف فرهنگی) و از میان این سه مکانیسم، شکاف مهارتی و شکاف مصرف فرهنگی، نقش تعیین کننده تری در بازتولید نابرابری آموزشی ایفا می کنند و این یافته، با نظریه بوردیو که بر نقش عادت واره و سرمایه فرهنگی در بازتولید نابرابری تاکید دارد، هماهنگی کامل دارد. بررسی نقش تعدیل گر پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده نشان داد که تاثیر دیجیتالی شدن آموزش بر بازتولید شکاف طبقاتی در خانواده های با پایگاه اقتصادی-اجتماعی پایین تر، بسیار قوی تر از خانواده های با پایگاه بالا است و این یافته، نشان دهنده آسیب پذیری بیشتر طبقات پایین در برابر پیامدهای منفی دیجیتالی شدن آموزش است. تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه با معلمان، دانش آموزان و والدین نشان داد که مهم ترین مظاهر شکاف دیجیتال در آموزش شامل نابرابری در دسترسی به اینترنت و تجهیزات، تفاوت در سواد دیجیتال دانش آموزان و والدین، تفاوت در کیفیت محتوای آموزشی مورد استفاده، و تفاوت در حمایت والدین از یادگیری دیجیتال بوده است و مشارکت کنندگان گزارش کردند که دانش آموزان طبقات بالاتر، از مزایای قابل توجهی در محیط های یادگیری دیجیتال برخوردار هستند و این مزایا، به افزایش شکاف عملکردی و نابرابری آموزشی در مدارس منجر شده است.

نویسندگان

احمد امیری

دکتری جامعه شناس