اهمیت آموزش مهارت حل مسئله در مدارس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 88

فایل این مقاله در 37 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1371

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

جهان امروز، جهانی است که در آن مسئله ها نه تنها فروان شده اند، بلکه ماهیتی چندلایه، سیال و گاه ناپیدا یافته اند. در چنین بستری، مدارس دیگر نمی توانند چون گذشته، تنها به انباشتن داده ها در ذهن دانش آموزان بیندیشند، زیرا نسلی که با حفظیات و طوطی وارگی بزرگ شود، در برابر گرداب مسائل پیچیده زندگی، توانایی کمترین گام را نخواهد داشت. اینجاست که مهارت حل مسئله، نه به مثابه یک درس یا یک فعالیت جانبی، که به مثابه بنیادی ترین شایستگی برای بقای زیستی و تربیتی نسل نو، خود را نمایان می سازد. مهارتی که یکسره با پرورش تفکر نقادانه، خلاقیت، خودتنظیم گری و همدلی گره خورده است و به دانش آموزان می آموزد تا در برابر ناپیوستگی ها و دگرگونی های جهان، نه تماشاگر، که کنشگری آگاه و توانمند باشند.با این همه، نظام آموزش و پرورش ایران، با وجود تاکیدهای بلندمرتبه در اسناد بالادستی و به ویژه سند تحول بنیادین، همچنان در خم راهی مانده است که سخن از تحول می راند، اما در کلاس های درس، همچنان بر تکرار و حافظه تکیه دارد. این گسست میان نظریه و عمل، تردیدی نیست که ریشه در لایه هایی از ساختار، فرهنگ، روش شناسی و نیز کاستی های زیرساختی دارد و راه را برای پرورش نسل مسئله گشا، دشوار و ناهموار ساخته است. از همین رو، پژوهش حاضر کوشیده است تا با مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در این حوزه، هم اهمیت راهبردی این مهارت را بازنماید و هم موانع گوناگون فراروی آن را در بستر مدارس ایران بکاود. برای دستیابی به این هدف، گستره ای از مقاله ها و پژوهش های معتبر فارسی و انگلیسی در سال های اخیر، از میان منابع علمی و پژوهشی گردآوری و به دقت پالایش شده اند تا تصویری همه جانبه و مستند از وضعیت حل مسئله در نظام آموزشی ایران ارائه دهند.آنچه از این مرور به دست آمده، نشان می دهد که حل مسئله افزون بر تاثیر چشمگیر بر پیشرفت تحصیلی، می تواند به پرورش ابعاد نادیده شده شخصیت یادگیرنده، از جمله خودکارآمدی، تاب آوری و کنجکاوی علمی نیز بیانجامد. با این حال، اجرای آن در مدارس ایران، با موانع جدی از جمله ناپایداری گفتمان های آموزشی، کمبود برنامه های تربیت معلم، مقاومت فرهنگی در برابر روش های نوین و نیز نبود امکانات زیرساختی روبه روست. در این میان، فناوری های نوین همچون هوش مصنوعی، اگر با تدبیر و طراحی آموزشی خردمندانه به کار گرفته شوند، می توانند بستر مناسبی برای توسعه این مهارت فراهم آورند؛ هرچند که این مسیر نیز به خودی خود، نیازمند بازنگری در نگرش نظام آموزشی به فناوری است.مقاله در نهایت، بر این باور است که گذار از مدرسه ای که تنها به انتقال اطلاعات می اندیشد، به مدرسه ای که پرورش دهنده اندیشه و عمل است، نه یک انتخاب آرمانی، که یک الزام تاریخی برای نظام آموزشی ایران به شمار می آید. بدین منظور، پیشنهادهایی برای بازنگری در برنامه های درسی، تحول در نظام ارزشیابی، توانمندسازی معلمان و سیاست گذاری بر مبنای شواهد ارائه شده است تا شاید مدرسه ایرانی، سرانجام از قفس تکرار رها شود و به بستری برای تولد اندیشه های نو بدل گردد.

کلیدواژه ها:

مهارت حل مسئله ، آموزش و پرورش پایه ، سند تحول بنیادین ، تفکر نقادانه ، روش های نوین تدریس ، شایستگی های قرن بیست و یکم ، هوش مصنوعی و آموزش.

نویسندگان

فائزه میردوستی

کارشناسی ارشد جغرافیا اکوتوریسم، دانشگاه هرمزگان

جمیله توحیدی فرد

کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی

عارف عالی زهی یگانه

کارشناسی علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور

سعید گمشادزهی

کارشناسی علوم ورزشی _ علوم انسانی ورزش، دانشگاه سیستان و بلوچستان