نقش مدارس در پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1339
تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که با دگرگونی های شتابان فناورانه و پیچیدگی های روزافزون اجتماعی همراه است، خلاقیت و نوآوری دیگر نه به عنوان یک مزیت رقابتی لوکس، بلکه به عنوان ضرورتی انکارناپذیر برای رشد فردی و توسعه پایدار جوامع مطرح می شوند. در این میان، نظام آموزشی و به ویژه مدرسه به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد رسمی تربیت نیروی انسانی، مسئولیتی خطیر در شناسایی، پرورش و شکوفایی استعدادهای خلاق دانش آموزان بر عهده دارد (افروز و همکاران، ۱۴۰۰؛ سکاران، ۲۰۲۴). بااین حال، شواهد پژوهشی حاکی از آن است که ساختارهای سنتی آموزشی در بسیاری از نظام های آموزشی، از جمله ایران، نه تنها بستر مناسبی برای پرورش خلاقیت فراهم نمی آورند، بلکه با تاکید بر حافظه محوری، آزمون های استاندارد و روش های تدریس معلم محور، عملا به عنوان مانعی جدی در مسیر شکوفایی اندیشه های نوآورانه دانش آموزان عمل می کنند (خسروی و زارع، ۱۳۹۹؛ رابینسون، ۲۰۲۳).پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل نقش چندبعدی مدارس در پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد کتابخانه ای-اسنادی و با استفاده از مرور نظام مند ادبیات پژوهشی معتبر فارسی و خارجی در بازه زمانی ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴، به تحلیل و ترکیب یافته های پژوهش های انجام شده در این حوزه پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدارس از چهار مسیر اصلی بر خلاقیت دانش آموزان تاثیر می گذارند: نخست، از طریق روش های تدریس و رویکردهای آموزشی که گذار از آموزش معلم محور به رویکردهای فعال، مشارکتی و مسئله محور نظیر یادگیری مبتنی بر پروژه، تاثیری معنادار بر پرورش تفکر واگرا و خلاق دارد (شعبانی و همکاران، ۱۴۰۱؛ بایر، ۲۰۲۲). دوم، از طریق برنامه درسی و محتوای آموزشی که نیازمند بازنگری اساسی در جهت انعطاف پذیری، چندرشته ای شدن و فراهم آوردن فرصت های کافی برای کنجکاوی و اکتشاف است (مهرمحمدی، ۱۴۰۰؛ کاتز-براون و همکاران، ۲۰۲۱). سوم، از طریق ویژگی های معلمان و مدیران آموزشی که به عنوان تسهیل گران فرایند خلاقیت، نقشی محوری در ایجاد محیطی حمایت گر و تشویق کننده برای آزمون و خطا، ابراز عقاید نو و تفکر انتقادی ایفا می کنند (نادری و سیف نراقی، ۱۳۹۹؛ بگتو و کافمن، ۲۰۲۳). چهارم، از طریق محیط فیزیکی و روانی مدرسه که فضای امن، انعطاف پذیر و غنی از محرک های بصری و ذهنی، زمینه ساز بروز رفتارهای خلاقانه است (طاهری و همکاران، ۱۴۰۲؛ دالی و همکاران، ۲۰۲۲).بااین حال، موانع ساختاری متعددی همچون تمرکزگرایی آموزشی، نظام ارزشیابی نامناسب، کمبود منابع و آموزش های تخصصی معلمان، و فرهنگ سازمانی غیرخلاق، به عنوان چالش های اساسی در مسیر تحقق این نقش شناسایی شده اند (عطاران و صفایی، ۱۴۰۰؛ هارگریوز، ۲۰۲۴). نتیجه گیری اصلی آن است که مدارس برای ایفای موفق نقش خود در پرورش خلاقیت و نوآوری، نیازمند بازنگری عمیق در فلسفه، ساختار، روش ها و فرهنگ سازمانی خویش هستند و این تحول، مستلزم سیاست گذاری های کلان، توانمندسازی نیروی انسانی و مشارکت فعال همه ذی نفعان نظام آموزشی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صادق اله دادی
کارشناسی الکترونیک، دانشکده فنی شهید چمران کرمان
جمیله توحیدی فرد
کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی
سمیرا عیسی زهی
کارشناسی مهندسی طبیعت، دانشگاه آموزش عالی سراوان
شهین میراسفندی
کارشناسی ارشد فقه مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پیام نور