ارزیابی ابعاد فرهنگ سازمانی و تغییر آنها در اثر یاددهی-یادگیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_1278

تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ابعاد فرهنگ سازمانی و تغییرات آن در اثر فرایندهای یاددهی-یادگیری در مدارس متوسطه شهر تهران انجام شده است. این مطالعه به روش توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمی و با تاکید بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گردید و جامعه آماری آن شامل تمامی معلمان و کارکنان مدارس متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ به تعداد تقریبی ۲۵،۰۰۰ نفر بود. یافته ها نشان داد که ابعاد فرهنگ سازمانی در مدارس مورد مطالعه در سطح متوسط رو به بالا قرار دارد و در بین ابعاد ده گانه فرهنگ سازمانی، ابعاد هویت سازمانی، حمایت مدیریت و ثبات، بالاترین نمرات و ابعاد ریسک پذیری، پاداش و نوآوری، پایین ترین نمرات را کسب کرده اند و این یافته، نشان دهنده غلبه فرهنگ سنتی و محافظه کارانه در مدارس متوسطه کشور است که در آن، بر ثبات و نظم تاکید بیشتری نسبت به نوآوری و خلاقیت می شود. همچنین نتایج حاکی از آن است که فرایندهای یاددهی-یادگیری، تاثیر مثبت و معناداری بر تغییر ابعاد فرهنگ سازمانی داشته اند و بیشترین تغییرات در ابعاد نوآوری، ریسک پذیری و حمایت مدیریت مشاهده شده است و این یافته، نشان می دهد که آموزش های ضمن خدمت، کارگاه های توانمندسازی و برنامه های توسعه حرفه ای معلمان و کارکنان، می تواند به عنوان یک محرک موثر برای تغییر فرهنگ سازمانی از حالت سنتی به سمت فرهنگی پویاتر، خلاق تر و یادگیرنده تر عمل کند. بررسی نقش تعدیل گر سابقه کار و تحصیلات نشان داد که معلمان با سابقه کار کمتر و تحصیلات بالاتر، تاثیرپذیری بیشتری از فرایندهای یاددهی-یادگیری بر تغییر فرهنگ سازمانی داشته اند و این یافته، نشان دهنده ظرفیت بالاتر نیروهای جوان و تحصیل کرده برای پذیرش تغییرات فرهنگی و تطبیق با رویکردهای نوین آموزشی است. تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه با معلمان و مدیران نشان داد که مهم ترین موانع تغییر فرهنگ سازمانی در مدارس، شامل مقاومت در برابر تغییر، ساختارهای سلسله مراتبی و بوروکراتیک، کمبود منابع و انگیزه، و فقدان چشم انداز روشن از سوی مدیریت ارشد بوده است، در حالی که مهم ترین تسهیل کننده های تغییر، شامل رهبری تحول آفرین، مشارکت معلمان در تصمیم گیری، و وجود شبکه های یادگیری حرفه ای می باشد. با توجه به نقش حیاتی فرهنگ سازمانی در کیفیت آموزش و یادگیری، و تاثیرپذیری آن از فرایندهای یاددهی-یادگیری، ضرورت توجه به توسعه حرفه ای معلمان و کارکنان به عنوان یک ابزار استراتژیک برای تغییر و بهبود فرهنگ سازمانی مدارس بیش از پیش آشکار می شود و بر اساس یافته ها، به مدیران و سیاست گذاران آموزشی پیشنهاد می شود که با طراحی و اجرای برنامه های توسعه حرفه ای هدفمند و مشارکتی، به تغییر تدریجی فرهنگ سازمانی مدارس به سمت فرهنگ یادگیرنده، خلاق و نوآور کمک نمایند.

نویسندگان

علی ملاحسینی

دکتری مدیریت آموزشی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان قزوین، کدپرسنلی ۱۷۹

معصومه فلاحی

کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی، مدیریت آموزش و پرورش ناحیه سه کرج، کدپرسنلی ۲۱۸۳۲۵۵۱