نقش معلم در ارزشیابی و بازخورد
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_1172
تاریخ نمایه سازی: 16 شهریور 1405
چکیده مقاله:
ارزشیابی و بازخورد، دو رکن بنیادین و جدایی ناپذیر در فرآیند پیچیده یاددهی-یادگیری هستند که کیفیت، کمیت و جهت گیری آن ها، تاثیری مستقیم و انکارناپذیر بر عمق، دوام، کاربست و حتی نگرش عاطفی دانش آموزان نسبت به یادگیری دارد. در این میان، نقش معلم به عنوان طراح اصلی، مجری عملیاتی، تفسیرکننده نهایی و بازخورددهنده اولیه، از جایگاهی محوری و بی بدیل برخوردار است که می تواند مسیر یادگیری را به کلی دگرگون سازد یا آن را به بن بست بکشاند. در رویکردهای سنتی و رایج که هنوز در بسیاری از کلاس های درس حاکم است، معلم اغلب به عنوان «نمره دهنده»، «داور نهایی» یا «ممتحن» ظاهر می شود که وظیفه اصلی و گاه تنها وظیفه او، اندازه گیری میزان محفوظات و توانایی بازتولید اطلاعات توسط دانش آموزان در پایان یک دوره آموزشی مشخص است. اما در پارادایم های نوین آموزشی که ریشه در تحولات عمیق روان شناسی شناختی، سازه گرایی و علوم تربیتی دارد، این نقش به کلی دگرگون شده و معلم به «راهبر یادگیری»، «تسهیل گر رشد همه جانبه»، «مربی توانمندساز» و «همنورد مسیر یادگیری» تبدیل می شود که با استفاده از ارزشیابی مستمر، تکوینی، فرآیندی و بازخوردهای کیفی، توصیفی و آینده نگر، مسیر پیشرفت تحصیلی، شناختی، فراشناختی، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان را هدایت و جهت دهی می کند. این مقاله جامع با اتکا به مبانی نظری مستحکم و ریشه دار در نظریه های معتبر یادگیری و انگیزش، از جمله نظریه سازه گرایی (پیاژه و ویگوتسکی)، نظریه بار شناختی (سویلر)، نظریه خودتعیین گری (دسی و رایان)، مفهوم منطقه تقریبی رشد و داربست سازی (ویگوتسکی) و همچنین نظریه یادگیری اجتماعی-شناختی (بندورا)، به تبیین عمیق و موشکافانه کارکردهای چندگانه معلم در حوزه ارزشیابی و بازخورد می پردازد. همچنین، مدل های معتبر و کاربردی نظیر مدل بازخورد اصلاحی هاتی و تیمپرلی (در چهار سطح تکلیف، فرآیند، خودتنظیمی و شخصی)، رویکرد ارزشیابی پویای فیورستاین، مدل بازخورد توصیفی کلارک و مدل بازخورد ۳۶۰ درجه مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند. مرور جامع پیشینه پژوهش در سطح بین المللی و داخلی نشان می دهد که بازخورد موثر و باکیفیت، با اندازه اثر بالا (بالاتر از ۰.۷۰ در فراتحلیل هاتی)، یکی از قوی ترین و تاثیرگذارترین متغیرهای آموزشی بر پیشرفت تحصیلی، انگیزه، خودکارآمدی و مهارت های فراشناختی دانش آموزان محسوب می شود. با این حال، شکاف عمیق و هشداردهنده ای بین یافته های ارزشمند نظری و عملکرد عملی معلمان در کلاس های درس وجود دارد که ریشه در کمبود آموزش های ضمن خدمت، نبود الگوهای عملی قابل اجرا، فشارهای ساختاری نظام آموزشی و تداوم رویه های سنتی دارد. در پایان، مقاله با ارائه پیشنهادهایی جامع، عملیاتی و چندسطحی برای توانمندسازی معلمان، اصلاح سیاست های ارزشیابی در سطح مدرسه و نظام آموزشی، طراحی بازخورد به موقع، مشخص و عملیاتی، ایجاد فضای امن روان شناختی و آموزش مهارت دریافت و استفاده از بازخورد به دانش آموزان، بر این نکته اساسی تاکید می ورزد که هرگونه تحول و بهبود در نظام ارزشیابی، بدون تحول بنیادین در نقش، نگرش، دانش و مهارت های معلم، نه تنها ممکن نیست، بلکه محکوم به شکست خواهد بود.
کلیدواژه ها:
ارزشیابی تحصیلی ، بازخورد توصیفی ، بازخورد اصلاحی ، معلم به عنوان راهبر یادگیری ، خودارزیابی ، یادگیری مستمر ، سنجش کیفی ، ارزشیابی تکوینی ، ارزشیابی فرآیندی ، داربست سازی ، خودتنظیمی تحصیلی ، انگیزه درونی ، اضطراب امتحان.
نویسندگان
مهری صدوقیان
کارشناسی آموزش
فروزنده جمالی کسرینه
ابتدایی،آموزش ابتدایی